فان حزب الله هم الغالـــــبون
 
آخرین مطالب
 
پیوندهای روزانه
ولادت حضرت علی اکبر(علیه السلام) و روز جوان

ولادت دردانه امام حسین (علیه السّلام) ، حضرت علی اکبر لیلا (علیه السّلام) بر تمام مشتاقان و منتظران ظهور مبارک بادولادت دردانه امام حسین مشتاقان و منتظران ظهور مبارک باد


حضرت علی اکبر(ع) فرزند بزرگ امام حسین (ع) در مدینه متولد شد. مادر بزرگوار ایشان لیلا دختر ابى مره می باشد. وی زمانى چند در خانه امام حسین علیه السلام به سر برد و روزگارى در زیر سایه حسین (ع) بزیست. لیلا براى امام حسین (ع) پسرى آورد، رشید، دلیر، زیبا، شبیه ترین كس به رسول خدا صلى الله علیه و آله رویش روى رسول ، خویش خوی رسول ، گفت و گویش گفت و گوى رسول خدا صلى الله علیه و آله؛ هر كسى كه آرزوى دیدار رسول خدا را داشت بر چهره پسر لیلا مى نگریست تا آنجا که پدر بزرگوارش می فرماید �هرگاه مشتاق دیدار پیامبر مى شدیم به چهره او مى نگریستیم�؛ به همین جهت روز عاشورا وقتى اذن میدان طلبید و عازم جبهه پیكار شد،امام حسین(ع) چهره به آسمان گرفت و گفت:�اللهم اشهد على هؤلاء القوم فقد برز الیهم غلام اشبه الناس برسولك محمد خلقا و خلقا و منطقا و كنا اذا اشتقنا الى رؤیة نبیك نظرنا الیه...� حضرت علی اکبر در كربلا حدود 25 سال داشت.برخی راویان سن ایشان را 18 سال و 20 سال هم گفته اند. او اولین شهید عاشورا از بنى هاشم بود. شجاعت و دلاورى حضرت على اكبر (ع) و رزم آورى و بصیرت دینى و سیاسى او، در سفر كربلا بویژه در روز عاشورا تجلى كرد. سخنان و فداكاریهایش دلیل آن است. وقتى امام حسین (ع) از منزلگاه �قصر بنى مقاتل� گذشت، روى اسب چشمان او را خوابى ربود و پس از بیدارى�انا لله و انا الیه راجعون� گفت و سه بار این جمله و حمد الهى را تكرار كرد. حضرت على اكبر (ع) وقتى سبب این حمد و استرجاع را پرسید، حضرت فرمود: در خواب دیدم سوارى مى‏گوید این كاروان به سوى مرگ مى‏رود. پرسید:مگر ما بر حق نیستیم؟ فرمود:چرا. پس گفت:�فاننا اذن لا نبالى ان نموت محقین�پس باكى از مرگ در راه حق نداریم روز عاشورا نیز پس از شهادت یاران امام، اولین كسى كه اجازه میدان طلبید تا جان را فداى دین كند او بود. اگر چه به میدان رفتن او بر اهل بیت و بر امام بسیار سخت بود، ولى از ایثار و روحیه جانبازى او جز این انتظار نبود. وقتى به میدان مى‏رفت،امام حسین(ع) در سخنانى سوزناك به آستان الهى، آن قوم ناجوانمرد را كه دعوت كردند ولى تیغ به رویشان كشیدند، نفرین كرد. على اكبر چندین بار به میدان رفت و رزمهاى شجاعانه‏اى با انبوه سپاه دشمن نمود پیكار سخت، او را تشنه‏ تر ساخت؛ به خیمه آمد. بى آنكه آبى بتواند بنوشد، با همان تشنگى و جراحت دوباره به میدان رفت و جنگید تا به شهادت رسید. قاتل او مرة بن منقذ عبدى بود.پیكر حضرت على اكبر (ع) با شمشیرهاى دشمن قطعه قطعه شد.وقتى امام بر بالین او رسید كه جان باخته بود. امام حسین (ع) صورت بر چهره خونین حضرت على اكبر (ع) نهاد و دشمن را باز هم نفرین كرد �قتل الله قوما قتلوك...�و تكرار مى‏كرد كه:�على الدنیا بعدك العفا�.و جوانان هاشمى را طلبید تا پیكر او را به خیمه گاه حمل كنند. حضرت على اكبر ، نزدیكترین شهیدى است كه با امام حسین�ع�دفن شده است.مدفن او پایین پاى ابا عبد الله الحسین�ع� قرار دارد و به این خاطر ضریح امام،شش گوشه دارد منبع:لبیک یا خامنه ای



برچسب‌ها: اعتقادی ,
از «مظلومیت» بهشتی در فتنه اول تا «اقتدار»خامنه‌ای در فتنه سوم

پس از پیروزی انقلاب اسلامی و استقرار نظام جمهوری اسلامی در ایران، گذشته از دوران اولیه‌ی استقرار نظام و نهادسازی یعنی حدوداً تا سال 60، سه دوره‌ی فتنه را پشت سر گذاشته‌ایم. دوره‌ی اول در سال 60 رخ داد و مربوط به تقابل بنی‌صدر با انقلابیون حقیقی بود. دوره‌ی دوم در سال 78 حادث شد و ماجراهای کوی دانشگاه را شامل می‌شود. دوره‌ی سوم هم که مربوط به حوادث پس از انتخابات سال 88 است.

مسئله‌ی اصلی در دوره‌ی اول فتنه‌های مربوط به انقلاب اسلامی، بحث تقابل انقلابیون حقیقی و مبارز با آنهایی‌‌ست که نه تنها در راه استقرار جمهوری اسلامی هیچ مبارزه‌ای نکرده بودند، بلکه با رویکرد ملی‌گرایانه و لیبرالیستی خود، در صدد بودند تا مسیر انقلاب را منحرف سازند. انقلابیون حقیقی که طیف نیروهای حزب جمهوری اسلامی را شامل می‌شد، به رهبری آیت‌الله بهشتی در یکسوی مسائل انقلاب قرار داشته و طیف نیروهای ملی‌گرا و لیبرال به رهبری آشکار بنی‌صدر و البته رهبری پنهان بازرگان، در سوی دیگر این مسائل قرار داشتند.

آنچه باعث می‌شود تا این دوره را دوره‌ی اول فتنه قلمداد کنیم، وجود جو کاملاً ساختگی و سنگین علیه انقلابیون حقیقی‌ست که از سوی طیف بنی‌صدر ایجاد شده بود که تا پیش از آن سابقه نداشت. مسلماً با توجه به تضادهای موجود بین این دو طیف (تضادهایی که بنابر قول آیت‌الله مهدوی کنی وزیر کشور وقت، از اختلاف سلیقه گذشته و به تضاد در مبانی اعتقادی کشیده شده بود) و قرار داشتن قدرت و امکانات فراوان در دست طیف بنی‌صدر (به علت قرارداشتن در رأس قوه‌ی مجریه و داشتن اختیار فرماندهی کل قوا) با بالا گرفتن اختلافات از یکسو و حل نشدن این اختلافات از سوی دیگر، بدیهی‌ می‌نمود که ملی‌گرایان و لیبرال‌مسلکان شروع به تخریب طرف مقابل کنند.



متأسفانه طیف بنی‌صدر آنچنان در تخریب نیروهای حقیقی انقلاب موفق عمل کرده بودند که ذهنیت عموم مردم نسبت به روحانیت مبارز و در رأس آنها آیت‌الله بهشتی کاملاً شکل گرفته و مغرضانه بود. وجود و سنگینی این جو غبارآلود به نحوی بود که شنیدن لعن و نفرین مردم علیه انقلابیون حقیقی و شخص آیت‌الله بهشتی (به عنوان کسی که مانع فعالیت‌های رئیس‌جمهور محبوب، بنی‌صدر است) کاملاً عادی می‌نمود و مدافعین این بزرگواران، در اقلیت به سر می‌برند.

در تاریخ انقلاب اسلامی و خاطرات بزرگان آن فراوان نقل شده که با وجود سیل سهمگین تهمت‌ها و دشنام‌ها که نیروهای وفادار به امام خمینی (ره) را نشانه رفته بود، از سوی ایشان هیچ نوع بداخلاقی علیه طیف بنی‌صدر ثبت نشده است. بارها به آیت‌الله بهشتی توصیه شد که لااقل به امام گلایه کنید، اما ایشان از این کار هم خودداری نموده و در شرایطی که همه‌ی کارهای انقلاب روی دوش ایشان و یاران واقعی‌شان افتاده بود و از سوی دیگر، همه‌ی دشنام‌ها و لعن و نفرین‌ها، نثار ایشان می‌شد، "صبر" تنها "سیاستی" بود که ایشان اتخاذ کردند.

اما همانطور که بنابر وعده‌ی الهی، خورشید پشت ابر باقی نمی‌ماند، بعد از حوادث 19 اسفند دانشگاه تهران، شرایط جامعه به سمت از بین رفتن غبارهای فتنه سوق پیدا کرد. طیف بنی‌صدر که تنها به دلیل محبوبیت کاذب و کاملاً ساختگی خود بر گرده‌‌ی ملت سوار شده بودند و افکار عمومی را به هر سو که می‌خواستند می‌کشاندند، با صبر پیشگی مظلومان انقلاب، اعمالی را مرتکب شدند که هیچ شاهدی به اندازه‌‌ی آن اعمال نمی‌تواست، پرده از چهره‌ی کثیف‌شان بردارد.

حوادث 19 اسفند دانشگاه تهران و بی‌تدبیری رئیس جمهور در سر و سامان دادن به اوضاع جنگ و سلب اختیار فرماندهی کل قوا از جمله‌ی این اعمال آگاهی بخش است. اما سنگینی فتنه آنچنان بود که نیاز به یک اتفاق بزرگ کاملاً حس می‌شد. از طرف دیگر، گویی تنها راه اثبات مظلومیت و حقانیت آیت‌الله بهشتی و یاران‌شان و تنها راه بیدار شدن مردمی که نزدیک بود به چاه ملی‌گرایان و لیبرال‌مسلکان بیافتند این بود که خون این عزیزان جاری شده و شهادت‌شان، بزرگترین شاهد حقانیت‌شان و تکان‌دهنده‌ترین تلنگر بیداری مردم باشد.

در نتیجه، تاریکی و ابهام فتنه‌ی اول مربوط به جمهوری اسلامی از بین رفت اما با هزینه‌ای گزاف که آن هزینه چیزی نبود جز شهادت آیت‌الله بهشتی و هفتاد و تن از یاران‌شان. به نظر می‌رسد شرایط اجتماعی ایران و قدرت نظام جمهوری اسلامی در آن برهه به شکلی بود که راه گریزی جز این شهادت را پیش پای فرزندان انقلاب قرار نمی‌داد.

اما با گذشت سی‌سال از فتنه‌ی اول، مواجه شدن با دو موج فتنه‌ی دیگر و مقایسه‌‌ی این مقاطع تاریخی با یکدیگر، به نظر می‌رسد شرایط جمهوری اسلامی کاملاً تغییر کرده و با ایجاد جو ابهام در جامعه از سوی دشمنان داخلی و خارجی، هزینه‌ی بر طرف کردن فتنه توسط نظام پایین آمده است. برای مثال کافی‌ست مقایسه‌ای بین شرایط آن روز شهید آیت‌الله بهشتی با شرایط فتنه‌ی سوم (فتنه‌ی 88) داشته باشید. همانطور که همه‌ی ما از مسائل فتنه‌ی 88 باخبر هستیم، به خوبی می‌دانیم که هدف از ایجاد این فتنه، نه بحث تقلب در انتخابات که بحث ضربه وارد کردن به جایگاه ولی فقیه و رهبری آیت‌الله خامنه‌ای بود.

مدعیان بروز تقلب در انتخابات که در اوایل کار با پنهان نمودن چهره‌ی واقعی خود توانسته بودند میلیون‌ها نفر را در سراسر کشور تحت نفوذ خود قرار دهند، با اینکه در پشت پرده، اهداف اصلی‌شان را دنبال می‌کردند و تا جای ممکن به نظام و رهبری ضربه می‌زدند، اما با ادعای تقلب در انتخابات و پس گرفتن حق مردم، نه تنها دچار مشکل نمی‌شدند بلکه جایگاه قبلی‌ خود را حفظ کرده و همچنان گردن‌کشی می‌کردند.

اصلی‌ترین کار فتنه گران در ماجراهای پس از انتخابات 88 این بود که وجود همه‌ی ناعدالتی‌های ساختگی را به رهبری منتسب کنند و با ایجاد جوی که در آن از یکسو حق مردم خورده شده و عده‌ای دنبال پس گرفتن آن بوده و در این راه دچار مشکلات فراوان می‌شوند و از سوی دیگر نظام و رهبری به هیچ وجه تمایلی به پس دادن حق مردم ندارند، به اهداف کثیف‌شان برسند. اما با گذشت زمان و صبرپیشگی رهبر انقلاب، فتنه‌گران موج سوم نیز مانند بنی‌صدر و عُمّالش، با اعمالی که همه از آن باخبریم، چهره‌ی واقعی خود را نشان دادند.

حوادث روز قدس، 13 آبان و عاشورای 88، از جمله اتفاقاتی بود که تصویر واقعی فتنه‌گران را به طرف‌داران بی‌خبر از همه‌ جای ایشان نشان داد و افکار عمومی متوجه شد که همه‌ی ادعاها و تهمت‌های فتنه‌گران، دروغی بیش نیست و غبار فتنه به سمت نشستن رفت. اما این‌بار و برخلاف موج اول فتنه که هزینه‌ی برطرف شدن آن، شهادت آیت‌الله بهشتی و یارانشان بود، شاهد چنین هزینه‌ی گزافی نبودیم و به لطف الهی، نظام جمهوری اسلامی با کمترین هزینه‌ی ممکن و بالاترین سطح آگاهی‌بخشی، از شرّ موج سوم فتنه رهایی پیدا کرد.

مقایسه‌ی بین موج اول و سوم فتنه در تاریخ جمهوری اسلامی، نتایج فراوانی به همراه دارد.اما به نظر می‌رسد مهمترین چیزی که در این مقایسه خودنمایی می‌کند، پایین آمدن هزینه‌ی دفع فتنه‌ها توسط نظام است که بدون شک مرهون بالا رفتن آگاهی سیاسی مردم است. مردمی که همواره در کنار جمهوری اسلامی بوده و با وجود انواع فشارهای اقتصادی و سیاسی، دست از آن نکشیده‌اند و برخلاف نظر برخی که عموم مردم را از نظر سیاسی پس‌رفته تصور می‌کنند، ثابت کرده‌اند که شعور سیاسی خود را نسبت به دوران پیروزی انقلاب ارتقا بخشیده‌اند و دیگر فریب بنی‌صدرها را نخورده و برای درک حقانیت بهشتی‌ها، احتیاجی نیست که هزینه‌ای گزاف پرداخت شود. بهشتی از آن جهت مظلوم زیست و مظلوم شهید شد كه دشمنان انقلاب توانسته بودند با پروپاگاندای گسترده‌ی خود، افكار عمومی و مردم جامعه را علیه او بدبین كنند. اما در فتنه‌ی 88 به دلیل حضور میلیونی مردم و افزایش شعور سیاسی‌شان، به جای آنكه فتنه، موجبات فروپاشی نظام را عملی كند به تعبیر رهبرانقلاب باعث «واكسینه كردن» نظام و شناخت «میكروب‌های سیاسی» شد. و حالا دیگر دوران مظلومیت تمام شده و «عصر اقتدار» است. حالا دیگر به جای مظلومیت بهشتی، این اقتدار «ولیّ زمان» است كه رخ می‌نمایاند.

سیدمجتبی نعیمی


مرتبط با: سیاسی ,
برچسب‌ها: سیاسی ,
رهنمودهای آیت الله مجتبی تهرانی درباره ماه شعبان؛ با استغفار، پیغمبر را کمک کنید!
آیت الله مجتبی تهرانی به تشریح برکات ماه شعبان پرداخت و گفت: ماه شعبان ماه شستشوی نبوی است. ماهی است که پیغمبر امّتش را از گناهان شستشو می‏دهد و پیش خدا شفاعتشان را می‏کند. بیایید هرچه که، نعوذ بالله، کفران نعمت کردیم و بعد از آن هم استغفار نکردیم، الآن چشمانمان را باز کنیم و استغفار کنیم.



بسم الله الرحمن الرحیم.
روی عن الحسین‏ بن‏ علی(ع) قال: الِاسْتِدْرَاجُ مِنَ اللَّهِ سُبْحَانَهُ لِعَبْدِهِ أَنْ یُسْبِغَ عَلَیْهِ النِّعَمَ وَ یَسْلُبَهُ الشُّکْر.
این روایت از امام حسین(ع) نقل شده است که حضرت فرمودند: استدراج از ناحیه خداوند نسبت به بنده‏اش، به این معنا است که خدا «نعمتی» را به سمت بنده می‏فرستد و سرازیر می‏کند و از آن طرف، «شُکر» را از او می‏گیرد.
 
معنای «استدراج»
 
من در گذشته روایات متعدّدی را در ارتباط با «رابطه میان حوادث و گرفتاری‏ها با معصیت و گناه» خوانده‏ام که اینجا، جای مطرح کردن آن‏ها نیست؛ ولی در این روایت بحثی راجع به استدراج داریم که یکی از دلائل گرفتاری‏های انسان را دربر دارد. امام حسین در این روایت، استدراج را معنا می‏کنند که گاهی خدا به بنده‏اش نعمت می‏دهد، ولی از آن طرف بنده، شکر نعمت را به جا نمی‏آورد؛ این به خاطر آن است که خداوند حالت شکرگذاری را از بنده سلب کرده است.
 
چرا «استدراج»؟!
 
اینجا سؤال پیش می‏آید که چرا خدا چنین می‏کند و حال شکر را از بنده‏اش می‏گیرد؟ او که نعمت را به بنده می‏دهد، توفیق شکر را هم به او بدهد! یعنی چه که او نعمت را بدهد ولی توفیق شکر را از او بگیرد؟  چرا خدا توفیق شکر را از بنده‏اش می‏گیرد تا او نتواند شکر نعمت را به‏جا آورد؟ اصلاً چه‏طور می‏شود که خدا با بنده‏اش چنین می‏کند؟
 
ناشکری انواع نعمت‏ها
 
حالا من خواهم گفت، چه‏طور می‏شود که استدراج پیش می‏آید. البته بنده اینجا نمی‏توانم زیاد روایت بخوانم و به نقل یک روایت بسنده می‏کنم. در روایتی از امام صادق(صلوۀ‏الله‏علیه) آمده است که  گاهی خدا به بنده‏اش نعمتی را می‏دهد، او هم آن نعمت را در راه معصیت خرج می‏کند و با آن گناه می‏کند.
 
منظور از نعمت هم در این روایت فقط پول نیست؛ چشم، گوش، دست، پا و تمام قوای انسانی، نعمت‏هایی است که خدا به انسان داده است. نعمت، فقط پول و اسکناس نیست! چشم‏هایتان را باز کنید و نعمت‏هایی را که خدا داده است، بشناسید! نعمت، متّصله و منفصله دارد که تمام سرتاپای انسان و آن چیزهایی که متعلّق به او است را در بر می‏گیرد، این یعنی اینکه «ای انسان! همه وجودت و متعلقات وجودت، نعمت‏های خداوند است». اگر انسان نعمتی را در راه حرام مصرف کند و گناه کند، خدا به او مهلت می‏دهد تا استغفار کرده و از این گناه‏ها توبه نماید!
 
استدارج راهی به سوی «کفر»
 
این چیزهایی که من می‏گویم، متن روایت امام صادق است. چون خیلی فرصت ندارم، همه روایت را نمی‏خوانم. آیه قرآن هم این مطالب را دارد و می‏فرماید: «إِنَّما نُمْلی‏ لَهُمْ لِیَزْدادُوا إِثْماً»  خدا مهلت می‏دهد تا ببیند آیا تو استغفار می‏کنی یا نه! اگر استغفار کردی مسأله‏ای پیش نمی‏آید، امّا اگر استغفار نکردی، خدا نعمتش را تجدید می‏کند؛ یعنی نعمت را دوباره به تو می‏دهد. اینجا دیگر تو توفیق شکرگذاری نداری و در حقیقت، خدا این توفقی را از تو سلب کرده است. این بی‏حساب نیست که خدا به بنده‏ای از بندگانش نعمت می‏دهد و در عین حال، توفیق شکرگذاری را از او سلب می‏کند.
 
وقتی بنده گناه کرد و به‏جای عقاب، نعمت‏هایش زیاد شد، کم‏کم با خودش فکر می‏کند که چرا این‏همه گناه می‏کند ولی هیچ اتّفاقی نمی‏افتد؟! نکند خبری نیست؟! اصلاً شاید حلال و حرامی، نعوذبالله در کار نیست! از اینجا است که انسان به وادی کفر کشیده می‏شود.
 
چرا وضع کفّار خوب است؟!
 
خود شما هم دارید می‏بینید که کفّار وضع مادّی‏شان خوب است؛ این به خاطر همین مسأله استدراج است. اگر کسی بگوید: کفّار با توجه به اینکه این‏همه گناه و فجور می‏کنند، چرا باز هم وضعشان خوب است؟ جوابش این است که خداوند آن‏ها را مبتلا به استدراج کرده و توفیق شکرگذاری را از آن‏ها گرفته است. این به ضرر آن‏ها است.
 
ریشه گرفتاری‏های مسلمین
 
مسلمان‏ها هم از این جهت مانند کفّار هستند که اگر نعمت به آن‏ها برسد و آن را در راه غضب الهی مصرف کنند، خدا برای توبه به آن‏ها مهلت می‏دهد، اگر توبه کردند که هیچ، وگرنه توفیق شکرگذاری از آن‏ها سلب شده و دچار استدراج می‏شوند. گرفتاری‏های ما هم از همین‏جا نشأت می‏گیرد که ما نعمت‏ها را، نعوذبالله در راه گناه صرف می‏کنیم و بعد مبتلا به انواع گرفتاری‏ها می‏شویم تا بیدار شویم و استغفار کنیم. این گرفتاری‏ها نیز، پس‏گردنی‏هایی است که خدا برای باز شدن چشم بنده‏اش می‏زند که بنده بگوید: خدایا غلط کردم که نعمتت را در بیراهه خرج کردم!
 
حال اگر نعمت را در مسیر غضب الهی خرج کردیم و وقتی هم که خدا برای بیدار شدنمان ما را به گرفتاری‏ها مبتلا کرد، باز هم چشم‏هایمان باز نشد و توبه و استغفار نکردیم، اینجا است که دچار استدراج شده و نعوذبالله به وادی کفر کشیده می‏شویم! من صریح می‏گویم تا جای هیچ بحثی باقی نماند.
 
جایگاه و ویژگی ماه شعبان
 
«استغفار کردن» کمک به «رحمۀ‏للعالمین» است!
 
امّا این مباحث را گفتم که یک تذکّر بدهم. ماه، ماه شعبان است. ماه، ماه استغفار است. ماه، ماه پیغمبر اکرم است. ما در روایات داریم که حضرت فرمود: «أَلَا إِنَّ شَعْبَانَ شَهْرِی فَرَحِمَ اللَّهُ مَنْ أَعَانَنِی عَلَى شَهْرِی‏»  ماه، ماه من است؛ خداوند کسی را که در این ماه به من کمک کند، رحمت کند! این یعنی چه؟
 
پیغمبر چون رحمۀ‏للعالمین است، کارش این است که برای همه ما رحمت باشد و همه ما را مورد رحمت قرار دهد؛ ماه هم، ماه پیغمبر است؛ حال او می‏خواهد بندگان را شستشو داده و وارد دریای رحمت کند، پس از ما می‏خواهد که ما با استغفار و توبه، به او کمک کنیم تا او ما را شستشو دهد.
 
ماهِ شستشوی نبوی
 
پس این ماه، ماه شستشو است؛ ماه شستشوی نبوی است. ماهی است که پیغمبر امّتش را از گناهان شستشو می‏دهد و پیش خدا شفاعتشان را می‏کند. بیایید هرچه که، نعوذ بالله، کفران نعمت کردیم و بعد از آن هم استغفار نکردیم، الآن چشمانمان را باز کنیم و استغفار کنیم.
 
تناسب «آداب ماه شعبان» با «خصوصیّات صاحب ماه»
 
لذا شما ببینید، در اعمالی که به عنوان آداب این ماه وارد شده است، اوّل روزه آمده است، دوم یک استغفار ذکر شده است و سوم هم باز استغفار وارد شده است. به مفاتیح‏الجنان مراجعه کنید! برای این ماه دو استغفار ذکر شده است؛ یکی اینکه انسان هر روز هفتاد بار بگوید: «أَسْتَغْفِرُ اللَّهَ وَ أَسْأَلُهُ التَّوْبَةَ» از خدا استغفار می‏کنم و از او طلب توبه دارم؛ و دیگری اینکه هر روز هفتاد بار بگوید: «أَسْتَغْفِرُ اللَّهَ الَّذِی لَا إِلَهَ إِلَّا هُوَ الرَّحْمَنُ الرَّحِیمُ الْحَیُّ الْقَیُّومُ وَ أَتُوبُ إِلَیْهِ» از خدایی که جز او خدایی نیست، مهربان و بخشنده است، زنده و پاینده است، طلب مغفرت می‏کنم و توبه می‏نمایم. این‏ها به خاطر آن است که این ماه، ماه تطهیر نبوی برای امّت خویش است و پیغمبر می‏خواهد امّتش را تطهیر کند. این کار با استغفار امّت، بر پیغمبر آسان می‏شود.


مرتبط با: اعتقادی ,
برچسب‌ها: اعتقادی ,
واکاوی مشکلات ساحل شیطان زده فریدونکنار

بعد از نقل مطلبی ازسایت بلاغ مازندران در وبلاگ سیدالشهداء کاردگرمحله در مورد ساحل فریدونکنار برآن شدم همپای دوستان وبلاگ نوسی خودم در شهرستان به واکاوی این مسئله در شهرستان وحتی استان بپردازیم. 

هیچ وقت شده موقعی که متوجه شدیم اتفاقی درحال وقوع است بعد از جار زدن های پشت سرهم ، بعد اینکه هرکسی را چه باربط و چه بی ربط ، خبردار کرده ایم خودمان هم بنشینیم و فکر کنیم که چکاری از دستمان بر می آید؟؟

همیشه عادت کرده ایم دنبال مقصر بگردیم و خود را مکلف به آن کار ندانیم ، در موقع برخورد با مشکلات شانه هایمان را به راحتی از زیر آن خالی و دیگران را بخاطر بروز آن متهم به کم کاری می کنیم. این مطلب در ابتدا مخاطبش شخص خودم بوده تا تلنگری باشد برای من که فردی از افراد این جامعه هستم.

مدتی است که در سایت های استانی حرف از ساحل شیطان زده ی فریدونکنار است!!!!..................

متن آن را خوانده اید؟؟.... من خوانده ام !!! فریدونکنار را چطور ، دیده اید؟؟ .... من دیده ام !!! ساحل آن را دیده اید؟؟... من دیده ام !!! مردمانش را می شناسید؟؟... من می شناسم!!! مسئولینش را چطور؟؟ فریدونکنار کجاست؟؟ چه به روزش آمده؟؟!!!

بهتر است قبل هرقضاوتی بیشتر از فریدونکنار بدانیم ؛ فریدونکنار مرکزیترین و کوچکترین شهرستان مازندران با جمعیتی حدود 60 هزار نفر ، که اکثریت آن را مانند دیگر شهرهای کشورمان قشرجوان و جویای کار تشکیل می دهد. شهری کوچک در نوار ساحلی دیای خزر اما با مردانی بزرگ ، مردانی که دلشان به پهنای دریای زیبای خزرست ، شغل عموم مردم کارگری و کشاورزی است - در شهرستان از فضاهایی مانند کارخانجات ها و مراکز صنعتی برای ایجاد شغل خبری نیست!!!! اگر تک و توکی هم به چشم می خورد مثل بندر، اکثریت غریب به اتفاق کارگران و کارمندانش غیر بومی هستند!!!!! – مردم شهرستان در پاییز و زمستان برای امرار معاش خود و بخاطر وضعیت پست زمین های کشاورزی که در این دو فصل با هجوم انبوه آب از بالادست بلااستفاده می شود ، از دیرباز مجبور به شکار پرندگان مهاجر می شدند که در این مدت با به همراه داشتن بیماری های مختلف مثل آنفولانزای پرندگان این شغل نیز به سمت رکود پیش رفته است.

شاید اسم فریدونکنار را شنیده باشید ، این شهرکوچک ساحلی را بخاطر چند چیزش در استان و کشور می شناسند ، مانند :                            

دیارسردار بزرگ جبهه ها ، حاج حسین بصیر 

و تعداد شهدای بالای این شهرستان نسبت به تعداد جمعیت آن زمان ، برنج ناب ، سواحل زیبای خزر و ماهیانش و در آخر درنای سفید سیبری که باعث شده اسم شهرکوچک فریدونکنار حداقل به بهانه درنا بر سرزبان ها بیوفتد.

این مدت در رسانه ها خوانیدم که فریدونکناری ها کجا نشسته اند ، شماهایی که خط شکن اروند بوده اید ساحل شما شده است ساحل شیطان زده !!!!!

اما همه اونایی که با این خطه مبارک کمی تا حدودی آشنایند این حرف را خوب درک می کنند ، فریدونکنار و فریدونکناری هنوز در خط مقدم ایستاده اند ، کجای دنیا دیده اید که مردم تحت فشار شدید باشند ولی از اهدافی که بخاطرشان خون جوانانشان را در آن راه ریخته اند نگذرند، همیشه در صحنه های حضور دراین مدت سی و سه سال انقلاب خود را پرشورتر از دیروز نشان داده اند.

مسئولین گرامی لطفا همراه مطلبم تا آخر بمانید و صبوری کنید ، با انگشت بشمارید شمارشش سخت نیست ، سخت و درناکتر از دیدن ساحل شیطان زده نیست ، من می گویم شما حساب کنید ، زمینی که روزی خرج 6 نفر از یک خانواده را می رساند چطور با گذشت این چندسال می تواند خرج 4 خانواده مستقل را بدهد؟؟ شمارشش سخت نبود ، بود؟؟ به اندازه انگشت یک دست بود ، این وضعیت شغلی و معیشتی اغلب مردم فریدونکنار است ، مسئولین کشوری و استانی به گوش باشید .

شماهایی که دلتان از دیدن ساحل فریدونکنار به درد آمده ، چه فکری در مورد مشکلاتش کرده اید؟؟ جز نمک پاشیدن بر زخمش!! تلاشی برای زخم های فریدونکنار کرده اید؟؟ حتی شده بخاطر همسنگران فریدونکناریتان.....

فریدونکناری که شما از آن گفته اید جایگاهش در برنامه های استانی کجاست؟؟ در برنامه های کشوری کجاست؟؟ جوانانش به وضوح کم توجهی و بی توجهی مسئولین استانی و کشوری را با تمام وجودشان لمس می کنند ، ما واقع بینانه ایستاده ایم ما می دانیم مشکلاتی در شهر هست ما با گوشت و پوستمان لمسشان می کنیم اما شما هم واقع بینانه نگاه کنید مشکلی که شما در بوق و کرنا کرده اید فقط مشکل اختصاصی فریدونکنار نیست مشکل شهرهای ساحلی کشورمان است ، این مشکل فرهنگ بدجا افتاده ی مردم کشورمان است ، برادر استانی دلت به درد آمد با دیدن سواحل فریدونکنار؟؟ حتما دلت می ترکد اگر یک واقعیت شایع استان را بدانی ، فریدونکنار فقط یک ساحل کوچکی از این ساحل شیطان زده است ، ساحلی است که شیطانش هنوز کامل رسوخ نکرده ، مقداری در شهرهای دیگر ساحلی هم بگردید آن وقت است که قلب دلسوزتان در قفسه سینه یتان نخواهد تپید.

وقتی که جنگ شد جوانان این شهرستان با حضور چشمگیرشان باعث تحسین همگان شدند آن روز عزیزانمان فرصتی طلایی بودند ، و در آزمایش عظیم هشت سال دفاع مقدس با افتخار و سربلند بیرون آمدند، اما بعد جنگ چه شد؟ در جنگ نرم حضورمان چگونه بود و هست؟؟ در این عرصه هم حضور پرشور جوانان این شهر کوچک در فضای مجازی تعجب همه را برانگیخت ، شما چه کردید برای حفظ این فرصت بزرگ ؟؟ چه کردید؟؟ از خود پرسیده اید؟؟ شما برای شهری که دارای نیروهای فراوان بالقوه در مسیر و اهداف انقلاب است که می توان به عنوان فرصتی بزرگ به آن نگاه کرد چه کرده اید؟؟ همیشه گفته اند اگر به فرصت ها توجه نشود می شود آسیب و اگر بی توجهی ادامه داشته باشد سر از تهدید در می آورد.....شهری که پر از فرصت های بزرگ بوده و هست چرا با وجود چند سال از مستقل شدن هنوز متولیان اصلی فرهنگی (اداره ارشاد ، گردشگری ، اوقاف و....) در آن حضور ندارند آیا مقصر مردمند؟؟ یا کم توجهی مسئولین استانی و کشوری؟

شماهایی که درد دین و انقلاب دارید شما هم پابه پای جوانان این شهرستان بایستید ببینید چطور همانند پدران و بردارانشان همچون عملیات والفجر 8 خود را به آب های دریای خزر خواهند زد و تحولی عظیم صورت خواهند داد. اینان فرزندان و نوادگان همان پدران و مادران صبور هشت سال دفاع مقدسند ، صبرشان هنوز که هنوزه ادامه دارد پس مقدسش بشمارید ، دستی برای کمک دراز کنید نه آنکه .......

دوستان گرامی لطفا درصورتی که مطلب بنده مورد تایید شما می باشد جهت انتشار اقدام کنید تا شاید به گوش مسئولین برسد. 


مرتبط با: اجتماعی ,
برچسب‌ها: اجتماعی ,
بی نیاز

 سالروز عروج غریبانه شهید دکتر چمران گرامی باد

  بی نیاز 


" خدایا از آنچه کرده ام اجر نمی خواهم و به خاطر فداکاریهای خود بر تو فخر نمی فروشم، آنچه داشته ام تو داده ای و آنچه کرده ام تو میسرنمودی، همه استعدادهای من، همه قدرتهای من، همه وجود من زاده اراده تو است، من از خود چیزی ندارم که ارائه دهم، از خود کاری نکرده ام که پاداشی بخواهم.

خدایا هنگامی که غرش رعد آسای من در بحبوحه طوفان حوادث محو می شد و به کسی نمی رسید، هنگامی که فریاد استغاثه من در میان فحش ها و تهمت ها و دروغ ها ناپدید می شد... تو ای خدای من، ناله ضعیف شبانگاه مرا می شنیدی و بر قلب خفته ام نورمی تافتی و به استغاثه من لبیک می گفتی. تو ای خدای من، در مواقع خطر مرا تنها نگذاشتی، تو در تنهایی، انیس شبهای تار من شدی، تو در ظلمت نا امیدی دست مرا گرفتی و هدایت کردی. در ایامی که هیچ عقل و منطقی قادر به محاسبه نبود، تو بر دلم الهام کردی و به رضا و توکل مرا مسلح نمودی... خدایا تو را شکر می کنم که مرا بی نیاز کردی تا از هیچکس و از هیچ چیز انتظاری نداشته باشم.



مرتبط با: شهادت ,

تعداد کل صفحات: 64


 
 
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic