فان حزب الله هم الغالـــــبون
 
آخرین مطالب
 
پیوندهای روزانه
حق با غدیر است یا سقیفه؟

شیعه که باورهای خود را از عقل و نقل؛ یعنی قرآن و روایتهای معتبر می گیرد، معتقد است که مقامِ قانون‏گذاری تنها از آنِ خداوند متعال است و بس ؛ دلیل این باور، آیاتی از قرآن کریم است که با صراحت تمام می گوید:

إِنِ الْحُكْمُ إِلاَّ لِلَّهِ [1]؛ حکم کردن، فقط ویژه خدای متعال است.

زیرا حكم در هر امری جز از سوی كسى كه مالك و متصرف به تمام حقیقت آن باشد صحیح و عملی نیست. در تدبیر امور عالم و تربیت بندگان هم، مالكى حقیقى و مدبرى واقعى جز خداى سبحان وجود ندارد؛ بنابراین حكم هم به معنای حقیقی كلمه، تنها از ناحیه خداوند متعال روا خواهد بود.[2]

و نیز معتقد است حقِّ تعیین پیامبر فقط مخصوص خدای سبحان است و نقش مردم نسبت به پیامبر و پیام الهی، ایمان آوردن و عمل نمودن و حفظ آن است و در محدوده انتخاب و نصب جانشین و رابط بین خدا و مردم،  هیچکاره اند ؛ زیرا تنها خدا می داند که چه کسی صلاحیت، قابلیت و توانایی انجام این ماموریت را دارد:

اللَّهُ أَعْلَمُ حَیْثُ یَجْعَلُ رِسالَتَهُ ؛تنها خداست که می داند که وظیفه رسالتش را بر عهده چه کسی قرار دهد.[3]

بنابراین حق انتخاب نماینده خدا بر روی زمین فقط با خداست و وظیفه مردم تنها ایمان به او و پیروی از اوست. آیه « یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَ آمِنُوا بِرَسُولِهِ »[4] و « أَطیعُوا الرَّسُول»[5] هایی که در قرآن آمده همه بیانگر همین وظیفه اند.

این قانون، منحصر در رسول خدا صلی الله علیه وآله نمی شود و درباره هر کس که در جایگاه خلیفة اللهی قرار می گیرد جاری می شود. برای همین است که ما معتقدیم جانشین پیامبر صلی الله علیه وآله نیز باید از جانب خداوند تعیین شود؛ زیرا پی بردن به صفات جانشین پیامبر صلی الله علیه وآله، از جمله علم و عصمت او، برای انسان‏های عادی امكان پذیر نیست و تنها خداست كه می‏داند این نعمت‏ بزرگ را به چه كسانی عطا کند و چه کسی قابلیت انجام این وظیفه سنگین الهی را داراست.

همان گونه که بشر حق دخالت در فروع دین را ندارد به مراتب، حق دخالت در اصول دین را هم ندارد؛ مگر آنکه بگویید بحث امامت و جانشینی رسول خدا صلی الله علیه وآله نه ربطی به اصول دین دارد و نه ارتباطی با فروع

آنچه در روز هجدهم ذی الحجه سال 10 هجری در منطقه غدیر خم رخ داد اجرای همین قانون الهی بود که خداوند توسط پیامبرش، جانشین او را تعیین و به مردم معرفی کرد.

بر خلاف این مبنای قرآنی، کسانی معتقدند که در تعیین جانشین پیامبر صلی الله علیه وآله خدا کاره ای نیست و این مردمند که باید دور هم نشسته و با شور و مشورت، جانشینی رسول خدا صلی الله علیه وآله را به کسی واگذار کنند. مستند این کارشان را هم عمل به آیه 38 سوره شوری می دانند که می فرماید: « وَ أَمْرُهُمْ شُورى‏ بَیْنَهُم» ؛ و كار آنها به طریق شورى و مشورت در میان آنها صورت مى‏گیرد.

غافل از اینکه در آیه، سخن از «أَمْرُهُمْ» است؛ نه « أَمْرُ الله»؛ یعنی موضوعی که توصیه شده مومنین با مشورت و همفکری آن را به انجام برسانند، امور مربوط به مردم است؛ نه امور مربوط به خدا. امور مربوط به مردم؛ مانند همان اموری است که شورای شهر و روستا، روزانه با آن درگیرند و کاری هم که می کنند عمل به همین توصیه قرآنی است که با شور و مشورت، درباره آن مسائل، تصمیم گیری می کنند. اما امور مربوط به خدا، غیر از این امور زمینی است.

«امرُ الله» اموری هستند که از دسترس و توان علمی و عملی نخبه ترین افراد هم خارج است؛ مانند تصمیم گیری درباره اینکه چگونه واجبات را بجا آوریم؟ یا چه کسی را پیامبر خدا قرار دهیم؟ و یا چه کسی از نظر کمالات انسانی در آن مقام هست که بتواند مسئولیت جانشینی پیامبر خدا را بر عهده گرفته و بی هیچ کم کاستی این وظیفه را به انجام رساند؟


اینها اموری است که ما با تکیه بر قرآن و برهان عقلی معتقدیم امر الله اند و مربوط به خدا. و همان گونه که بشر حق دخالت در فروع دین را ندارد به مراتب، حق دخالت در اصول دین را هم ندارد؛ مگر آنکه بگویید بحث امامت و جانشینی رسول خدا صلی الله علیه وآله نه ربطی به اصول دین دارد و نه ارتباطی با فروع که بطلان این سخن با دقت در آیه 38/ شوری روشن شد.

آنان که بحث از امامت امت و جانشینی رسول خدا صلی الله علیه وآله را بی ارتباط با خدا دانسته و آن را مانند تصمیم گیری برای احداث یک جاده و یا انتخاب یک کدخدا برای دِه می دانند؛ جانشینی پیامبر صلی الله علیه وآله را از اوج امامت به حضیض امارت تنزل داده و آن را در حدّ سلطنت پایین آورده اند. آنها معتقدند که می‏توان زیر سایه سقیفه‏ گرد هم آمد و برای پیامبر صلی الله علیه وآله جانشین تعیین كرد.

این اعتقاد، پیامدهایی دارد  که پیروان سقیفه را سخت به چالش می کشد. آنها باید به سوالات و تناقضاتی که قدم به قدم سربرمی آورند و به پای ذهن می پیچند پاسخ دهند و از توجیهاتی که نه عقل آن را می پذیرد و نه نقل معتبر از آن پشتیبانی می کند به جد پرهیز کنند که این وادی وادی برهان است و ما تابع دلیل.

سوال اول اینکه: آیا رسول خدایی که در حوزه هدایت و دین، فقط سخن خدا را می گوید (وَ مَا یَنطِقُ عَنِ الهَْوَى إِنْ هُوَ إِلَّا وَحْىٌ یُوحَى‏)[6] کسی را برای جانشینی بعد از خود معرفی کرد یا نه؟

اگر بگویید تعیین کرد می گوییم: پس اصل اجتماع در سقیفه برای تعیین خلیفه از اساس غلط بود (برای همین بود که امام علی علیه السلام در آن شرکت نکرد) در نتیجه هر تصمیمی هم که در آن گرفتند باطل بود.

و اگر بگویید تعیین نکرد باید بپذیرید که این سخن شما اهانت به رسول خدا صلی الله علیه وآله است زیرا لازمه اش این است که خدا و رسولش ـ معاذالله ـ به اهمیت «تعیین» جانشین پیامبر صلی الله علیه وآله پی نبردند و «تعیین» هم نکردند؛ اما ابوبکر فهمید و عمر را به عنوان جانشین خود «تعیین» کرد.

«امرُ الله» اموری هستند که از دسترس و توان علمی و عملی نخبه ترین افراد هم خارج است؛ مانند تصمیم گیری درباره اینکه چگونه واجبات را بجا آوریم؟ یا چه کسی را پیامبر خدا قرار دهیم؟ و یا چه کسی از نظر کمالات انسانی در آن مقام هست که بتواند مسئولیت جانشینی پیامبر خدا را بر عهده گرفته و بی هیچ کم کاستی این وظیفه را به انجام رساند؟

دوم اینکه اگر حق تعیین جانشین رسول خدا صلی الله علیه وآله با خدا نیست و این حق مردم است؛ خدا در کدام آیه و یا رسول خدا صلی الله علیه وآله در کدام روایت معتبر این حق را به مردم واگذار کرده است؟ ( در بالا تمسک به آیه 38/ شوری نقد شد)

سوم اینکه اگر این حق واگذار شده، شکل عملی آن چگونه است؟ مردم جمع شوند و با رأی گیری جانشین رسول خدا صلی الله علیه وآله را تعیین کنند؟!! اگر اینگونه است پس چرا خلیفه دوم اینگونه انتخاب نشد؟ و با انتصاب شخص ابوبکر شد خلیفه رسول خدا. خدا و رسولش اینگونه گفته اند یا آنگونه؟ بگذریم از انتخاب خلیفه سوم که نه این بود و نه آن!

چهارم اینکه چگونه می توان کسی را که با انتخاب چند نفر انتخاب شده و در انتخاب او خدا و رسولش هیچ نقشی نداشته اند را خلیفه خدا و رسولش خواند و همه مسلمانان جهان را ملزم به پیروی از دستور او کرد؟

ما معتقدیم که خداوند خود برای جانشینی پیامبر و رهبری امت اسلام کسانی را تعیین کرد و پیامبرش را مامور کرد تا در غدیر خم اولین آنها را به مردم معرفی کند و همانگونه که مردم نسبت به رسول خدا فقط وظیفه ایمان و پیروی دارند و نه انتخاب، درباره این برگزیدگان الهی هم فقط وظیفه ایمان و پیروی دارند و نه حق انتخاب. برای همین، خدا برگزید و رسول خدا صلی الله علیه وآله در غدیر معرفی کرد؛ مردم هم به دستور قرآن کریم موظف به اطاعت و پیروی هستند:

« یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا أَطیعُوا اللَّهَ وَ أَطیعُوا الرَّسُولَ وَ أُولِی الْأَمْرِ مِنْكُم»[7] ؛ اى اهل ایمان! از خدا اطاعت كنید و [نیز] از پیامبر و صاحبان امر خودتان اطاعت كنید.

صاحبان امر، بنا بر آنچه رسول خدا صلی الله علیه وآله در خطبه غدیر فرمود امامان دوازده گانه ای هستند که سر سلسله آنها امام علی علیه السلام است.[8]

 

پی نوشت:

1.       40/ یوسف

2.       المیزان 11/177

3.       124/ انعام

4.       28/ حدید

5.       مانند 59/ نساء

6.       3-4/ نجم

7.       59/نساء

8.       رسول خدا صلی الله علیه وآله در خطبه غدیر فرمود: یَا أَیُّهَا النَّاسُ مَنْ وَلِیُّكُمْ وَ أَوْلَى بِكُمْ مِنْ أَنْفُسِكُمْ فَقَالُوا اللَّهُ وَ رَسُولُهُ فَقَالَ مَنْ كُنْتُ مَوْلَاهُ فَعَلِی‏ مَوْلَاه‏. کافی 1/295

                                                                                                                                               امید پیشگر



مرتبط با: اعتقادی ,
برچسب‌ها: اعتقادی ,
یادمان نرود !!!

*{بدون شرح }*

این تصویر تقدیم به تمام مردان بزرگی که در هشت سال دفاع مقدس از تمام چیزهای خود گذشتندتا ما بمانیم  . یادمان نرود !!!

فایل سخنرانی زیبا و تکان دهنده از8 سال دفاع مقدس استاد رائفی پور در یادواره 12 تن از شهداء کاردگرمحله از اینجا دانلود کنید
  موضوع سخنرانی: هشت سال دفاع مقدس ما جنگ جهانی سوم بود 

مدت: 01:00

حجمMB 21.58

فرمت: MP3

از اینجا دانلود کنید


منبع وبلاگ :Anti zionism





مرتبط با: شهادت ,
برچسب‌ها: شهادت ,
عوامل تحکیم خانواده در جلوه‌های رفتاری حضرت زهرا(س)
سال روز پاک ترین، زلال ترین ، شادترین و مقدس ترین پیوند هستی مبارک باد

عوامل تحکیم خانواده در جلوه‌های رفتاری حضرت زهرا(س) 

 

 

یکی از عوامل بسیار مهم و اساسی در زمینه‌ی تحکیم خانواده ، تدبیر در حسن سلوک با همسر است. این مفهوم از مفاهیم پیچیده‌ای است که چندین مفهوم دیگر در تشکّل ساختار آن نقش‌آفرینی می‌کنند. 

فراست و کاردانی در تدبیر منزل و رفتار با همسر، می‌تواند از تعیین‌کننده‌ترین عوامل موفقیت در آیین همسرداری به حساب آید.

 در این‌ مقاله و مقاله ی بعد نمونه هایی از ظرایف و لطایف جلوه‌های رفتاری و گفتاری فاطمه (س) در برخورد با همسر بزرگوارشان ـ حضرت امیرالمؤمنین (ع) ـ بیان می‌شود تا در تحلیل جوانب و جزئیات این رفتار، گامی به سوی درک کاربردی مفهوم «فراست و تدبیر در حسن سلوک با همسر»، برداشته شود.

1 ـ توجه به ظرایف روحیات همسر

یکی از عوامل استحکام بخش پیوندهای مودّت میان زن و شوهر این است که طرفین بتوانند حالات و روحیات یکدیگر را درک کنند. شاید هیچ عاملی به اندازه‌ی درک متقابل روحیات در زندگی خانوادگی، نمی‌تواند آرامش‌بخش و سازنده باشد. مهمترین عامل و سبب محبت نیز معرفت است و درک روحیه و شناخت ابعاد وجودی همسر، از تجلّیات معرفت به اوست.

فاطمه (س)، علی(ع) را خوب می‌شناخت و بر روحیات او مشرف بود. در شرایطی که دیگران علی(ع) را درک نمی‌کردند و از جلوه‌های رفتاری وی سوء برداشت می‌نمودند ، این همسر گرامی وی بود که او را می‌شناخت و برای دیگران رفع ابهام می‌کرد.

2ـ پرهیز از تقاضای نامقدور

در زندگی مشترک، توجه به ظرایف روان‌شناختی که مربوط به روحیه‌ی مردانه یا زنانه است، در رأس مهمترین عوامل مؤثر در استحکام خانواده قرار دارد. علی(ع) هرچند یک انسان کامل و بود ، لکن در قالب آیتی مذکر، در این عالم ظهور کرد و در یکی از شئون امکانی خود، حائز مقام ریاست اقتصادی خانواده گردید. وجود فاطمه (س) نیز هر چند حاصل همه‌ی عظمت‌های لاهوتی بود ، لکن در قالب آیتی مؤنث و تحت تکفل اقتصادی علی(ع) به‌‌سر می‌برد و یکی از جهات کمالیه‌ی زندگی مشترک این دو وجود مقدس، این بود که به ویژگی‌های زنانه یا مردانه یکدیگر توجه و دقت می‌فرمودند.

در زندگی مشترک معمولاً اگر تقاضایی از سوی زنی در برابر همسرش مطرح شود و شوهر قادر بر پاسخ نباشد ، نوع خاصی از احساس سرشکستگی را در خود خواهد یافت و این واقعیت روح او را خواهد آزرد.

آن‌چه از سطور نورانی زندگی خانوادگی فاطمه(س) به دست ما رسیده است، نشان دهنده‌ی این حقیقت است که فاطمه (س) به این معنی توجه وافر داشته و این نکته‌ی ظریف را همواره رعایت می‌فرموده است چنان‌که در تاریخ زندگی معصومانه‌اش آمده است:

«در یکی از روزها، صبحگاهان امام علی(ع) فرمود: فاطمه جان آیا غذایی داری تا از گرسنگی بیرون آیم؟ آن بانو(س) فرمود: نه، سوگند به خدایی که پدرم را به نبوت و شما را به امامت برگزید، دو روز است که در منزل غذای کافی نداریم؛ امام علی(ع) با تأسف فرمود: فاطمه جان چرا به من اطلاع ندادی تا به دنبال غذا بروم؟ فاطمه (س) فرمود:  ، «ای ابالحسن، من از پروردگار خود حیا می‌کنم که چیزی را که تو بر آن توان و قدرت نداری از تو درخواست کنم.»(اربلی، 1381: ج2، ص26)

3 ـ سازگاری با همسر

یکی دیگر از عواملی که سبب تحکیم خانواده می‌شود ، این است که زوجین با یکدیگر توافق و سازش اخلاقی داشته باشند. مسلم است که وقتی زن و شوهر در کنار یکدیگر قرار می‌گیرند و در جمیع شئون زندگی، با یکدیگر شریک می‌شوند ، گاه اختلاف سلیقه‌هایی پیدا می‌کنند. برای آن‌که این اختلاف‌ها، اساس زندگی مشترک را خدشه‌دار نسازد و قلب همسران را از هم نرنجاند ، باید به فرآیندی جهت سازش و توافق توسل کرد. در طی این فرآیند ، هر یک از زن و شوهر از بعضی امیال، خواست‌ها و سلیقه‌هایشان برای احترام به نظر همسر خود، چشم‌پوشی می‌کنند. البته این امر، درباره‌ی وجود دو معصوم(س) با عامه‌ی مردم متفاوت است. با این وصف، علی(ع) در این زمینه درباره‌ی همسرش فاطمه (س) می‌فرماید: «فاطمه(س) مرا به خشم نیاورد و مخالفتی با امر من نکرد و هر وقت نگاهش می‌کردم، تمام غم‌هایم زایل می‌شد.»(اخطب خوارزم، 1374: ص256)،

4 ـ محبت و احترام نسبت به همسر

یکی از رموز موفقیت در زندگی مشترک این است که در پاره‌ای از مسائل جزئی، فراست و دقت نظر اعمال شود. چنان‌که صدا کردن همسر، یک امر بسیار روزمره در زندگی خانوادگی است .

در صورتی‌که خطاب به همسر، احترام‌آمیز باشد، پژواکی از محبت و صمیمیت را درپی‌خواهد داشت.

وجود مبارک علی(ع) و فاطمه(س) در رعایت این نکته نیز، الگو و سرمشق بوده‌اند. آن بانوی بزرگوار، نام همسر خود را با احترام یاد می‌کرد. گاهی وی را با کنیه «ابالحسن» می‌خواند و گاهی با یاد قرابت نسبی (یا ابن عم) وی را ندا می‌داد و گاه با لقب شریف « یا امیرالمؤمنین» او را فرا می‌خواند و در گاه مؤانست و بعضی از موارد دیگر نیز از سر حکمت، وی را با نام مبارکش می‌خواند و گاه نیز با سایر القاب شریفه از او یاد می‌نمود.

هرچند که در میان انبوه ارتباطات وسیع و گسترده‌ی زن و شوهر، خطاب نمودن همسر از ساده‌ترین جلوه‌های رفتاری و بسیط‌ترین فرمول‌های ارتباطی است ولکن از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است. نحوه، نوع و لحن خطاب و آمیزه‌های احساسی انعکاس یافته در خطاب و بکارگیری اسماء و القاب مناسب برای مخاطب قراردادن افراد ، تأثیر عمیقی در واکنش‌های عاطفی افراد بر جای می‌گذارد و زن و شوهر نیز جهت تحصیل خرسندی و رضایتمندی خاطر از یکدیگر ، بیش از هر چیز به کنش‌ها و واکنش‌های عاطفی مثبت و مناسب نیازمندند؛ لذا باید به همین مسائل به ظاهر ساده ، ولی مهم نیز توجه نمایند. به عنوان نمونه، فاطمه(س) هنگام شکایت مرگ پدر و مشکلات سیاسی همسرش را این‌گونه خطاب می‌فرماید: « یا ابن ابی‌طالب » (مجلسی، 1404ق، ج8، ص125) و با این خطاب، متذکر نسبت علی (ع) با پیامبر (ص) می‌شود و هنگامی‌که می‌خواهد خبر رحلت خود را به علی (ع) بدهد، ایشان را با خطاب «یا ابن‌عم» فرامی‌خواند تا متذکر نسبت خود و علی (ع) شود. (همان، ج43، ص191)


 

گردآوری: داوودی

منبع : پرسمان - پیام زن



مرتبط با: فرهنگی , اعتقادی ,
برچسب‌ها: فرهنگی , اعتقادی ,
دلم می سوزد...

دلم می سوزد برای آن سیاست مداران غربی که ساعت ها بلکه سال ها برای جداکردن جوانان ایرانی از انقلاب، خود را به آب و آتش زدند و آخر این شد نتیجه اش!

دلم می سوزد برای آن نظریه پرداز آمریکایی که از موی بیرون زده و ناخن لاک زده ی دختران ایرانی نتیجه می گیرد که کار جمهوری اسلامی تمام است.

و این جوان اهل اسفراین، چه عالی تمام معادلات را بر هم زد.

شک ندارم که عشق به ولایت، حجابش را هم درست خواهد کرد.

ولایت فقیه و حکومت اسلامی




مرتبط با: سیاسی ,
برچسب‌ها: سیاسی ,
دلار و سیره اهل بیت!!

پیش از هر تحلیلی اجازه بدید این اصل اقتصادی را با خود مرور کنیم که پول، اعم از داخلی یا خارجی آن که ارز نامیده می‌شود قبل از آنکه وسیله‌ی مبادله‌ی سایر کالاها باشد، خود یک کالاست و قوانین عرضه و تقاضا در مورد آن صدق می کند. از این رو پول داخلی و ارز نیز مانند هر کالای دیگری با افزایش تقاضا برای آن، گران می‌شود و در صورت افزایش عرضه در بازار، ارزان می‌شود.

فلذا این قاعده‌ی کلی در مورد آن صادق است که با بالا رفتن میزان تقاضا برای یک ارز خاص در صورت ثابت ماندن میزان عرضه‌ی آن در بازار خواه از سوی دولت و خواه توسط سایر عرضه کنندگان، نرخ برابری ارز در برابر پول ملی، افزایش می‌یابد و بر عکس.

خب اجازه بدید با این مقدمه به یک تحلیل فارغ از تحلیلهای اقتصادی و غیر اقتصادی این روزها بپردازیم.

چند هفته پیش از یکی از دوستانم که شم اقتصادی خوبی داره در رابطه با اندک پس اندازی که داشتم مشورت گرفتم. دوستم با خیرخواهی صادقانه ای گفت:

ببین داداش من! الان نه وقت خرید خونه است نه زمین و نه هیچ چیز دیگه. به نظر من هر چی پول داری برو دلار بخر. من خودم 3 روز پیش رفتم وn  دلار خریدم. از اون موقع تا امروز دلار از 2300 تومان شده 2380 تومان. بالاخره دلار بخری ضرر نمی کنی!

بر این باورم که فراموشی و فاصله از سیره اهل بیت (سلام الله علیهم اجمعین)  در اوقاتی که عرضه نسبی کالاها به علل مختلف نسبت به تقاضای موجود  همان اقلام کاهش چشمگیری می یافت؛ راز جهش قیمتها در شرایط فعلی جامعه ماست و راه برون رفت از چنین شرایطی نیز پیروی از سیره روشن آن بزرگواران. 

زمانی مدینه دچار گرانی و قحطی شد . امام صادق از خدمتکار خود « معتب » پرسید :

- چه مقدار مواد غذایی در منزل داریم ؟

- به اندازه کفاف چند ماه .

- همه را ببر و در بازار بفروش .

- در مدینه مواد غذایی نایاب است!

- بفروش !

معتب می گوید : چون همه را فروختم امام (علیه السلام) فرمود :

اینک چون دیگر مردم روز به روز خرید کن ( و خوراک هر روز را همان روز تهیه کن ) و افزود: ای معتب ! خوراک روزانه ما را نیمی از جو و نیم دیگر را از گندم فراهم ساز؛ زیرا گرچه خداوند می داند که من توانایی آن را دارم که همه آن را از گندم تهیه کنم ، ولی دوست دارم خداوند مرا در موضع رعایت اندازه گیری معیشت ببیند.(1)

چندی پیش ایمیلی از دوستانم دریافت کرده بودم که در آن فرید زکریا در برنامه ای در شبکه  CNN صفهای طویل مردم در انتظار خرید مرغ دولتی را به تصویر می کشید و به این ترتیب ایران را کشوری قحطی زده  معرفی می کرد و با  پخش تصاویری انیمیشنی به تمسخر ایرانیان می پرداخت.

و حالا این روزها که بازار ارز عرصه تاخت غریبه و آشنا به ایران و ایرانی گردیده است تأسی به سیره ائمه معصومین در چنین شرایطی مثل همیشه راهگشا نخواهد بود!؟؟

 نسیم صبحگاهی

پی نوشت:

_______________

1- ر.ک. بحارالانوار ، ج 47 ، ص 59-60



مرتبط با: سیاسی , اعتقادی ,
برچسب‌ها: سیاسی , اعتقادی ,

تعداد کل صفحات: 64


 
 
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic