فان حزب الله هم الغالـــــبون
 
آخرین مطالب
 
پیوندهای روزانه
بازخوانی دیدگاه‌های امام خمینی (ره) در زمینه انقلاب اسلامی ایران


اولین نكته‌ای كه در بازسازی نظریه انقلاب در اندیشه امام خمینی مشهود است تفكیك بین دو انقلاب مادی و معنوی است كه هر یك دارای ویژگی‌های مختص خویش است. هر چند به فرمایش ایشان «قوه مقاومت در برابر ستم و بی‌عدالتی دولت، جزو طبیعت ساختمان بشر است، لكن هدف از شوریدن و مقاومت كردن وجه تمایز این دو انقلاب است.

مقدمه:

شناخت كامل و همه جانبه‌ی چهره‌ی ممتاز حضرت امام خمینی (ره) بدون بررسی ابعاد گوناگون شخصیت ، اندیشه‌ها، مواضع و عملكرد ایشان در مراحل مختلف حیات اجتماعی ـ‌ سیاسی ممكن نیست. امام خمینی (ره) با تدوین و تحكیم پایه‌های نظری نظام سیاسی مبتنی بر دین و تمهید مقدمات عملی آن و گسترش دادن اسلام سیاسی و بسیج كردن مردم مسلمان ایران، سلطنت 2500 ساله شاهنشاهی را ساقط و نظام جمهوری اسلامی  ایران را جایگزین آن ساخت.  در این نوشتار تلاش شده است اندیشه‌ سیاسی امام خمینی (ره) در نقد حكومت پهلوی و استقرار نظام جمهوری اسلامی ایران بررسی و كنكاش قرار داده شود.

 

 ضرورت انقلاب اسلامی

در اندیشه سیاسی حضرت امام (ره) استبداد خصلتی است كه به تدریج در سلطنت مطلقه ، تبدیل به عادت می‌شود. عادت به این شیوه حكمرانی ، آزادی‌های سیاسی جامعه را نابود می‌سازد. چنین مشكلی نه از طریق وعظ و نصیحت حل می‌شود و نه مشروطیت توانست نسبت به تقلیل یا حذف آن همت گمارد. لذا حضرت امام مسوولیت تمام نابسامانی‌های موجود را در رأس هرم حكومت ... می‌داند و راهكار آن را سرنگونی سلطنت و برپایی حكومت اسلامی توسط ولی فقیه می‌داند. به طوری كه برای نخستین بار در كتاب ولایت فقیه خویش ، از انقلاب سیاسی نام می‌برد و خواستار سرنگونی سلطنت می‌گردد:

»شرع و عقل حكم می‌كند كه نگذاریم وضع حكومت‌ها به همین صورت ضد اسلامی یا غیر اسلامی ادامه پیدا كند. دلایل این كار واضح است، ‌چون برقرای نظام سیاسی غیر اسلامی به معنی بی‌اجرا ماندن نظام سیاسی اسلام است. هم چنین به این دلیل كه هر نظام سیاسی غیر اسلامی، نظام شرك آلوده است چون حاكم‌اش طاغوت است و ما موظفیم آثار شرك را از جامعه‌ی مسلمانان و از حیات آنان دور كنیم و از بین ببریم و باز به این دلیل موظفیم شرایط اجتماعی مساعدی برای تربیت افراد مؤمن و با فضیلت فراهم سازیم واین شرایط درست ضد شرایط طاغوت و قدرت‌های نارواست ... ما چاره نداریم جز این كه دستگاه‌های حكومتی فاسد و فاسد كننده را از بین ببریم و هیأت‌های حاكمه خائن و فاسد و ظالم و جائر را سرنگون كنیم. این وظیفه‌ای است كه همه مسلمانان در یكایك كشورهای اسلامی می‌باید انجام بدهند و انقلاب سیاسی را به پیروزی برسانند.» (1)


اما انقلاب سیاسی در فضایی كه اكثریت عالمان دینی و روشنفكران ایرانی متأثر از گفتمان مشروطیت بودند، تحولی بعید به نظر می‌رسید. به ویژه آن كه بسیاری از مراجع حوزه علمیه به دلیل سرخوردگی‌های ناشی از فرجام مشروطیت و نیز ترس و واهمه از تعرضات علنی ‌رضاخان ، در انزوا به سر می‌برند و علاقه چندانی به بازگشت مجدد به عرصه‌ی سیاست نداشتند. ‌در این شرایط حضرت امام وارد عرصه سیاست شد و به نقد دولت پهلوی پرداخت.


جسارت امام خمینی در نقد جدی و صریح دولت، شجاعتی بود كه بسیاری از طرفداران مشروطه از انجام آن ناتوان بودند.(2) بدون شك ایستادگی حضرت امام در قبال حوادثی چون لایحه انجمن‌های ایالتی و ولایتی و كاپیتولاسیون نقش مهمی ایفا كرد. به ویژه آن كه حضرت امام با كشاندن مبارزه به كانون اصلی آن یعنی حوزه علمیه قم، عملا علما و مراجع وقت را به یك رویارویی ناخواسته كشاند. و بخش وسیعی از روحانیون و مراجع را به نیروی اپوزیسیون مبدل ساخت. بنابراین وضعیتی پدید آمد كه امام خمینی رسما اعلان می‌كند «موافقت با نظام شاهنشاهی چه به صراحت و چه به وسیله طرحی كه لازمه‌اش بقای آن است، خیانت به اسلام و قرآن كریم و مسلمین و ایران است و هر كس با هر اسم ، با آن موافقت نشان دهد، مطرود و اجتناب از آن لازم است.»(3) همچنین در پاسخ به سؤال روزنامه الهدف لبنان و رادیو اتریش مبنی بر این كه رژیم شاه تصمیم دارد قانون اساسی را با شریعت اسلام متناسب كند می‌افزاید «اینها همه دروغ است. اگر راست می‌گویند، اول چیزی كه در قانون اساسی مخالف با اسلام است، سلطنت شاه و اصل رژیم سلطنتی است»(4) كه باید برداشته شود.

 

 بازسازی نظریه انقلاب

اولین نكته‌ای كه در بازسازی نظریه انقلاب در اندیشه امام خمینی مشهود است تفكیك بین دو انقلاب مادی و معنوی است كه هر یك دارای ویژگی‌های مختص خویش است. هر چند به فرمایش ایشان «قوه مقاومت در برابر ستم و بی‌عدالتی دولت، جزو طبیعت ساختمان بشر است، لكن هدف از شوریدن و مقاومت كردن وجه تمایز این دو انقلاب است. از دیدگاه امام خمینی «همه انقلابات به جز انقلاب اسلامی، به دنبال اهداف مادی بوده و در حصار از میان رفتن یك حكومت و روی كار آمدن حكومتی دیگر محدود شده‌اند. این انقلاب با انقلاب سایر كشورها و انقلاب‌هایی كه در دنیا اتفاق افتاده است فرق دارد. انقلاب‌هایی كه در دنیا تاكنون اتفاق افتاده است قدرت را از دست یك قدرتمند، یك جابر ، به دست جابر دیگری كه یا مثلا این‌ یا بالاتر از این است منتقل كردند. شما مطالعه كنید در حال انقلاب‌هایی كه در دنیا پیدا شده است یا كودتاهایی كه هر روز واقع می‌شود و شده است ، ببینید كه آن وضع آن جا چطور است. جز این است كه با اغفال مردم یك انقلاب پیدا شده است و یك قدرتی را به كنار گذاشته‌اند یك قدرت مشابه او یا بدتر از او سر كار آورده‌اند؟ هیچ در حال ملت‌ها فرق حاصل نشده است یا حال ملت‌ها بدتر شده است.» (5) انقلاب فرانسه، شوروی و سایر انقلاباتی كه در عالم واقع شده است یك انقلاباتی بوده است و رژیم‌ها تغییر كردند. رژیم دیگر حكومت تغییر كرده به حكومت دیگر. اما انگیزه ، انگیزه مادی است. انگیزه دنیایی بوده است آن وقتی كه روسیه قیام می‌كند و رژیم سابق را از بین می‌برد انگیزه‌اش این بوده است كه این دنیا دست من باشد نه دست او».(6)


از این رو انقلاب‌های معمول دنیا در منظر حضرت امام ، به واسطه بروز فشارهای طولانی و طاقت فرسای اقتصادی ـ سیاسی از یك سو و منازعه قدرت میان نخبگان سیاسی از سوی دیگر ، به وقوع پیوسته‌اند.به طور كلی از منظر حضرت امام ، سلطه عواملی كه به مسأله سرنگونی و نیز برقراری و ثبات نظامی اسلامی منجر شد عبارتند از:

الف) اراده‌ی الهی

تأثیر عنایت خداوند در پیروزی نهضت اسلامی به گونه‌ای بود كه به اعتقاد حضرت امام ، پیش از آن كه دریابیم كه چه عوامل ذهنی و عینی موجب پیدایش انقلاب اسلامی شد باید پدید آمدن نفس شرایط را محصول اراده الهی بدانیم «این انقلاب ، نه با تبلیغات من و شما به راه افتاد و نه هم روحانیت جنود خداوند بود. هیچ كس از جناح‌های سیاسی نمی‌تواند ادعا كند كه او خالق انقلاب است. اگر اراده خداوند به آن تعلق نمی‌گرفت حتی شعار مرگ بر سلطنت پهلوی نیز بر زبان هیچ یك از شماها جاری نمی‌شد.» (7)


ب) آگاهی و هوشیاری مردم

حضرت امام در جمع شاگردان خود در نجف كه بعدها مسوولیت آگاهی بخشی مردم را بر عهده گرفتند فرمود «ما موظفیم ابهامی را كه نسبت به اسلام به وجود آوردند، بر طرف سازیم. تا این ابهام‌ها را از اذهان نزداییم ، هیچ كاری نمی‌توانیم انجام دهیم. ما باید این ابهامی را كه بر اثر تبلیغات سوء چند صد ساله نسبت به اسلام در اذهان حتی بسیاری از تحصیل كرده‌های ما پیدا شده رفع كنیم ... شما مطمئن باشید اگر این مكتب را عرضه نمایید و حكومت اسلامی را چنان كه هست به دانشگاه‌ها معرفی كنید، دانشجویان از آن استقبال خواهند كرد. دانشجویان با استبداد مخالفند. با حكومت‌های دست نشانده و استعماری مخالفند. با قلدری و غارت  اموال عمومی مخالفند. با حرام‌خواری دروغ پردازی مخالفند. با اسلامی كه چنین طرز حكومت اجتماعی و تعالیمی دارد هیچ دانشگاه و دانشجویی مخالفت ندارد»(8)

 

ایشان با بیان تفاوت اسلام با دینی كه به عنوان  افیون توده‌ها معرفی می‌شود می‌فرماید «می‌خواهند مسلمین را خراب كنند، می‌خواهند مسلمین را از اسلام جدا كنند و مسلمین خواب بروند و آن‌ها مال مسلمین را بخورند. این افیون است، نه اسلام.» در حقیقت تمیز اسلام اصیل از دروغین و متوجه ساختن مردم به آن، همان انقلاب درونی است كه به فرمایش حضرت امام ، تا حاصل نشود، انقلاب بیرونی یا جابجایی قدرت صورت نخواهد پذیرفت.

 

 ج)تزلزل دستگاه سركوب هیأت حاكمه

گسست به وجود آمده كه به تعبیر حضرت امام به دو قطب متضاد ملت و دولت مبدل شده بود با آغاز بحران‌های سال 56 به یك رویارویی جدی و شورش همگانی تبدیل گردید. خیزشی كه با نگارش مقاله‌ی توهین‌آمیز روزنامه اطلاعات درباره امام خمینی در هفدهم دی ماه همان سال آغاز شد سرانجام با سقوط حكومت پهلوی و پیروزی انقلاب اسلامی ایران به پایان رسید. به طوری كه شاه نیز تصور می‌كرد می‌تواند تظاهرات و اعتصابات را با استفاده از ارتش و نیروهای مسلح همانند قیام پانزده خرداد 42 خاموش كند. اما چنین نشد. و حتی بدنه‌ی ارتش نیز متأثر از جریان انقلاب به انقلابیون پیوستند و موجبات تسریع در پیروزی انقلاب را فراهم ساختند. «یك ملتی كه هیچ ابزار نداشت ... بر یك قدرتی كه تا دندان مسلح بود و دنبالش هم آمریكا بود كه می‌گفت ما پشتیبانی می‌كنیم ... این قدرتی كه پشتوانه‌اش هم قدرت بود ... به دست این‌ها از بین رفت. البته ارتش هم كمك كرد اما بعد از این كه این‌ها فریادهایشان را كردند كه آن‌ها را هم متحول كردند. ارتش‌ها از این فداكاری كه به خیال خودشان برای آن مردك داشتند، منحرف كردند به این طرف، یك عده‌ای كه البته از آن بزرگ‌ها بودند كه فرار هم كردند .... دیگران هم متحول شدند نیروی هوایی هم همین طور، نیروهای دیگر هم همین طور ،‌ هوانیروز هم ، همافران این‌ها متحول شدند. این تحولات هم كه در آن‌ها پیدا شد باز یك امر عادی نبود كه این طور متحول كرد یك ارتشی را. متحول كرد كه بتوان بر خلاف شاه ... قیام كنند».(10)

 

د) لزوم آگاهی بخشی رهبران نهضت

حضرت امام با بیان این مطلب كه بزرگترین كاری كه از ما ساخته است بیدار كردن و متوجه ساختن مردم است (11) علمای اسلام را به نشر حقایق و گفتگو با مردم دعوت و از آنان می‌خواهد كه در برابر جنایاتی كه رخ می‌دهد سكوت نكنند. از این رو وظایف اصلی كارگزاران ، زدودن زنگارهای فراموشی از اسلام واقعی و عرضه خالصانه آن به عموم مردم و نقد وضع موجود و ناسازگاری آن با آموزه‌های اسلام اصیل و بالاخره معرفی مقصرین اصلی چنین اوضاعی است.

 

هـ)‌انعطاف ناپذیری نظام سیاسی و كاهش تدریجی مشروعیت

روند تدریجی آگاهی مردم از دو مؤلفه‌ی اسلام اصیل و ناسازگاری نظام سیاسی وقت با آن، خود تحول تدریجی مشروعیت آن نظام را فراهم می‌ساخت و شكاف ساده‌ی جامعه با دولت تبدیل به یك شكاف فعال می‌نمود. گسست یا شكاف به وجود آمده به دو طریق می‌توانست ترمیم یا فعال گردد. راه حل اول آن بود كه ساختار قدرت ، با دركی عمیق از بحران مشروعیت و نا همخوانی ذهنی و عملی مردم با آن ، از خود انعطاف نشان دهد و به مطالبات جامعه‌ی دینی تن دهد. و راه حل دوم آن بود كه لجاجت دولت و بی‌كفایتی آن در حل بحران، مردم را علاقمند به براندازی راه‌های خشونت آمیز نماید. مسلم بود كه رژیم شاه، ساختاری غیر منعطف داشت و شاه نمی‌توانست بین خود و مخالفین تفاهم ایجاد كند. اگر یك كشور بخواهد یك كشور سالمی باشد باید بین دستگاه حاكمه با ملت تفاهم باشد ، مع‌الاسف «رژیم‌های شاهنشاهی و به خصوص در رژیم اخیر، این معنا عكس بود. یعنی دستگاه حاكمه كوشش می‌كرد با ادعا ، فشار ، آزار ، شكنجه ، حبس و امثال این‌ها با ملت رفتار كند و ملت هم اگر زور نداشت كوشش می‌كرد كه مالیات نپردازد. از زیر بار همه چیز در برود هر چه بتواند كارشكنی كند برای دولت و از این جهت دهی شكاف بین مردم و دولت حاصل می‌شد و هم هیچ پشتیبانی نداشت و دستگاه حاكمه یك امر به خیال خودش مستقلی بود كه هیچ ارتباطی با ملت نداشت. ملت هم به او هیچ اعتماد نداشت. او را دشمن خودش می‌دانست با پایگاه نداشتن در پیش ملت ناچار باید كنار بروند و رفت. این باید یك  عبرت باشد برای دولت‌ها.» (12)

 منابع:

1ـ امام خمینی ، ولایت فقیه ، تهران ، موسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی ، 8373 ، ص 40

2ـ فراتی ، عبدالوهاب ، اندیشه‌های سیاسی امام خمینی ، تهران‌، مؤسسه انتشاراتی احیاگران ، 1380 ، ص 80
3ـ صحیفه نور ، ج 1 ، ص 590

4ـ صحیفه نور ، ج 2 ، ص 483

5ـ صحیفه نور ، ج 19 ، ص 269

6ـ صحیفه نور ، ج 20 ، ص 63

7‌ـ صحیفه نور ، ج 3 ،‌ص 204- 207

8ـ امام خمینی ، همان ، ص 77

9ـ صحیفه نور ، ج 3 ، ص 4-8

10ـ صحیفه نور ، ج 5 ، ص 227

11ـ در جستجو راه از كلام امام (دفتر دهم ، انقلاب اسلامی ، تهران ، امیركبیر ، 1361 ، ص 46

12ـ صحیفه نور ، ج 7 ، ص 169
 
منبع: مرکز اسناد انقلاب اسلامی


مرتبط با: سیاسی ,
برچسب‌ها: سیاسی ,
حماسه ششم بهمن آمل نقطه عطفی در تقویت پیروزی انقلاب اسلامی
حماسه ششم بهمن آمل را باید نقطه عطفی در تاریخ انقلاب نامید که با مقاومت مردم اجرای طرح های کمونیستی پس از ناکام ماندن در تهران در آمل نیز ناکام ماند و به جرات می توان گفت باعث تقویت نهال نوپای انقلاب اسلامی ایران شد. با نگاهی گذرا به تاریخچه حماسه ششم بهمن آمل سال 60 می توان این احساس را در ذهن متبادر کرد که خلق این حماسه بی بدیل سبب شد تا بسیاری از توطئه ها و ترفند های شوم گروهک های کمونیستی و منافقین در آمل نقش بر آب شود. نقش مردم حماسه ساز آمل در برخورد با درگیری های منافقین را باید به حوادث جنگل آمل و حصار هزار سنگر در این شهرستان برای جلوگیری از ورود اجانب، بیگانگان و کمونیست هایی که قصد داشتند اهداف شوم اجرا نشده پایتخت را در شهرستان های کشور اجرا کنند بی بدیل و وصف ناشدنی است. نگاهی گذرا به سال های آغازین پس از پیروزی انقلاب یعنی در اوایل سال 60 نشان گر نقش موثر و ارزنده مردمان خطه مازندران خصوصا آمل در شکل گیری و ماندگاری انقلاب اسلامی است چرا که این روز که در وصیت نامه الهی سیاسی معمار کبیر انقلاب نیز درج شده و مقام معظم رهبری رشادت های شهدا و جانبازان آمل را ارج نهاده اند اتفاقاتی افتاد که کمتر دیده شده است. حماسه ششم بهمن آمل که در نوع خود بی نظیر است، می تواند هم طراز حماسه هایی چون قیام مردم قم و تبریز قرار گیرد و به عنوان یکی از موفقیت های ملت مقاوم ایران پس از پیروزی انقلاب از آن یاد شود.

 

گروهک اتحادیه کمونیست های ایران

گروهک فوق در تابستان سال 55 تشکیل شده و اجزا متشکله این دو گروهک را سازمان هایی موسوم به اتقلابیون کمونیست و گروهک پویا تشکیل می دادند. سازمان انقلابیون کمونیست در سال 1348، پیرو تشکیل یک محفل دانشجویی در خارج از کشور که به عقاید الحادی مارکسیستی روی آورده بود ایجاد شد. این گروهک عمده فعالیت خود را در خارج از ایران سازمان داده و به طور کلی در میان دانشجویان ایران مقیم خارج از کشور فعالیت تبلیغاتی و تشکیلاتی انجام می داد. طی سال های 48 تا 55 این گروهک در شرایط فقدان حضور فعال نیروهای انقلابی و مکتبی اسلامی در کشورهای غربی توانست تعدادی از دانشجویان مقیم خارج از کشور را به دور خود جمع کند.

گروهک پویا

یکی از عناصر متشکله اتحادیه کمونیست های ایران در بر گیرنده چند نفر از اعضاء محفل"گروه فلسطین" بودند که از ایران در زمان طاغوت به خارج از کشور گریخته و مدتی در عراق و سپس در لبنان فعالیت داشتند. گروهک پویا با ارتباط با گروهک سازمان انقلابیون کمونیست در تابستان سال 55 عجین شده و اتحادیه کمونیست های ایران را بنا کرد. اتحادیه کمونیست های ایران نیز برای تبلیغ نظرات خود دست به ایجاد تشکیلات گوناگون برای جذب حوانان کرده که می توان به تشکیل سازمان توده انقلابی و دانش آموزان موسوم به"استاد"، جمعیت زنان به اصطلاح مبارز و تشکیلات پیشمرگان زحمتکش در کردستان نام برد. تحلیل های کاذب و مارکسیتی با تقویت توده های دانش آموزی و مارکسیستی آغاز و اتحادیه کمونیست های ایران به این نتیجه رسید که گروه های ضد انقلاب را برای مخدوش کردن عقاید دینی و ارزشی مردم بسیج نماید.

مقامات دادستانی انقلاب اسلامی از اظهارات صریح متهمین در آن دوران نیز متوجه شدند که هیچ گونه هدف و برنامه مشخصی و امید واقعی برای تحلیل های مارکسیستی در کشور نیست و واقعیت جامعه سخت تر از آن است که این از خدا بی خبران را از این اقدام باز دارد به همین دلیل تصمیم می گیرند که در تهران دست به قیام زنند. مدت زمانی را برای فراهم کردن طرح قیام و تخریب افکار در تهران صورت داده اما نتوانستند تحلیل های کاذب کمونیستی و توده های واهی تشکیل یافته را برای مردم بازگو کنند. بنابراین اتحادیه کمونیست ایران مجبور شد تا اقدامات کمونیستی خود را از تهران دور کرده و به شهرهای دیگر کشور تسری دهد و برای ایفا رسالت واهی خود به اعماق جنگل های شمال و پیاده سازی ترفند خود در آمل عزیمت کرد. این اتحادیه در اقدام آغازین نسبت به سازماندهی تعداد 100 نفر از گروهک محارب در قالب دسته های مختلف در اوایل شهریور ماه سال 60 اقدام و در 15 کیلومتری جنوب آمل و در بخش جنگل آمل سکنی کرد. گروهک کمونیستی به تعبیر خودشان آماده حمله به شهر آمل در 18 آبان 60 قصد عزیمت به این شهر را می کنند و برای پیشبرد این اقدام جنایتکارانه و ضد انقلابی ضمن سرقت اموال عمومی مردم، تعدادی خودروی سواری، وانت و مینی بوس را به عنوان غنائم خود به یغما می برند. در حمله ابتدایی این گروهک به شهر آمل، مقاومت براداران بسیجی سبب ایجاد درگیری و بازدداشت یکی از رانندگان گروهک شد و این توده اقدام به بازگشت به جنگل کرد اما در مدت زمان کوتاهی جوانان غیور حزب اللهی آمل با تسخیر جنگل و به شهادت رسیدن یکی از فرزندان این خطه تمامی اعضای گروهک کمونیستی را در جنگل به هلاکت می رسانند. پس از مدتی، سازماندهی و حضور مجدد گروهک های منافقین در جنگل آمل بار دیگر در 22 آبان ماه سال 60 از سر گرفته می شود که برادران ارتشی و سپاهی مازندران با تسخیر اردوگاه های منافقین در آمل و در درگیری چند ساعته این عده را زمین گیر کرده و تعداد 11 نفر از برداران و فرزندان آملی به درجه رفیع شهادت نائل و تعدادی نیز مجروح می شوند. نیروهای ضد انقلابی که پس از این غائله هم چنان برای حفظ موقعیت و ارائه مقاصد شوم خود نیروهایی را برای درگیری رهسپار آمل می کردند در این درگیری ها نیز ناکام و با هلاکت های فراوان مواجه می شوند.

گروهک اتحادیه کمونیست که باور شکست مصونیت حنگل را در ذهن خود پرورانده بود، برنامه جدیدی تحت عنوان"جرقه زدن قیام" را در منطقه بنا می کند. عده ای توده ای در آذر سال 60 با حمله به یکی از مقرهای نیروهای حزب اللهی در روستای زرکه آمل اقدام به شهادت شماری از اهالی آمل کرده و پروژه تسخیر شهر آمل را ایجاد کردند که در مدت کوتاهی برای چندمین بار به طریق مفتضخانه ای ناکام شدند. تئوری جدید کمونیست ها با هدف ضربه وارد کردن به نیروهای مسلح حزب اللهی حواشی جنگل صورت گرفت و ضمن حمله به شهر آمل و ایجاد آشوب و طغیان مقدمات تسخیر کامل آمل از سوی این عده در اواخر دی ماه سال 60 فراهم می کند. رهبران ضد انقلاب مستقر در جنگل آمل با خیال واهی این که با ورود به شهر آمل می توانند شعله های قیام خودساخته خود را برافروزند با اختفاء در خانه ای در آمل این تئوری را به مرحله اجرایی شدن گذاشتند. گروهک کمونیستی ضد انقلاب در نخستین ساعات بامداد ششم بهمن سال 60 به صورت گروه های مختلف در چهار نقطه شهر آمل مستقر و در ابتدا مراکز سپاه، بسیج مستضعفین و مراکز دولتی شهر را به صورت غافلگیرانه ای تسخیر کرند که با عکس العمل سریع و جانفشانی سپاهیان و مردم مواجه شدند. این گروهک اقدام به تخریب مرکز بسیج آمل کرده و دیده بان بسیج شهرستان را در ابتدا شهید کرند که با آغاز تیراندازی و استقرار بخشی از نیروهای ضد انقلابی در محلات مختلف آمل، جرقه ضد انقلاب برای توطئه زده شد. در این حین توده مردم حزب اللهی آمل از خانه های خود بیرون آمده و با هدف دفاع از انقلاب و اسلام در کمتر از چند ساعت جمعیت انبوهی از مردم شهر و روستاهای شهرستان، گروهک کمونیستی را در محاصره خود قرار دادند. ضد انقلابیون با مشاهده حضور یکپارچه امت اسلامی مستاصل شده و به واسطه هراسی که از قصاص امت اسلام داشته کوشیدند تا در کمترین زمان ممکن شهر را تخلیه کرده و پا به فرار بگذارند که در این اقدام تعدادی از افراد مسلح ضد انقلاب دستگیر و به هلاکت رسیدند.

گروهک معدود باقی مانده منافقین دوباره به اعماق جنگل پناه بردند که آن ها نیز در کوتاه ترین زمان ممکن نیروهای اسلام در جنگل آمل، این گروهک را در 18 بهمن ماه سال 60 در منطقه"گزنه سرا" دستگیر کرده و عده ای را به هلاکت رساندند که در این درگیری یکی از نیروهای حزب اللهی منطقه به شهادت رسید. گروهک منافقین که دست از توطئه در آمل و بخش هایی از مازندران برنداشته بودند مجددا با ایجاد درگیری در اواسط خرداد ماه سال 61 اقدام به شهادت تعدادی از سربازان خطه کردند که حزب اللهی های آمل این دوره را پایان فعالیتهای جنایتکارانه گروهک منافقین قلمداد کرده و از آن به"غائله آمل" یاد کردند. بعدها معمار کبیر انقلاب و پیر فرزانه ایران اسلامی حضرت امام خمینی به پاس حماسه بزرگ و عرور آفرین مردم آمل در سال 60 در وصیت نامه سیاسی الهی شان ایراد داشتند: "ما باید از شهر آمل و مردم فداکار آن تشکر کنیم، با کمال تاسف عده ای شهید شدند ولی با شهادت خود به آنان (کمونیست ها) ثابت کردند که در جایی که تمام آرزویتان و اعتمادتان به آن جا بود دیدید مردم دلیر و مسلمان آمل چه به روزتان آوردند و هر کس شهید دارد برای خانواده خودش یک افتخار می داند و هست." در حماسه تاریخی و جاویدان آمل حدود هزار سنگر احداث و این شهر را مزین به هزار سنگر کردند چرا که برای حفظ و حمایت از قرآن، اسلام، انقلاب و امام امت 40 تن از نیروهای ارزشی، ولایی و جان برکف آملی کام شهادت را نوشیدند و عده فراوانی مجروح شدند.



مرتبط با: سیاسی ,
برچسب‌ها: سیاسی , دیار علویان ,
زنگ انشاء ، انتخابات آزاد!

القای «آزاد نبودن انتخابات» کمک به دشمن است. امام خامنه ای "حفظه الله"

من انتخابات آزاد را دوست دارم. پدرم هم انتخابات آزاد را دوست دارد. حتی دایی ام هم انتخابات آزاد را دوست دارد .دایی ام دیروز ظهر مهمان ما بود. ما ظهر آبگوشت داشتیم. دایی ام به مادرم گفت :خواهرجان! می خواستی دلمه هفت رنگ بپزی. پدرم کمی ابرو درهم کشید و گفت: ما را چه به دلمه هفت رنگ،ما همه چیزمان یک رنگ است مثل خودمان! مادرم گفت : باید دستور پختش را از دختر همسایه مان فائزه خانم بپرسم . اما پدرم گفت: فائزه خانم اگر آشپزی بلد بود که هر روز نمی رفت ساندویچ بخرد!

من از دایی ام پرسیدم: از کجا بفهمیم که یک انتخابات آزاد بوده است یانه؟ دایی ام گفت: باید انتخابات برگزار شود بعد اگر آنکه ما می خواستیم رای آورد می گوییم انتخابات کاملا آزاد بود اما اگر آنکه ما می خواستیم رای نیاورد می گوییم انتخابات آزاد نبوده است!

من گفتم: خوب اینجوری که نمی شود، چون عده ای می گویند انتخابات آزاد بوده و عده ای می گویند آزاد نبوده است.

دایی ام گفت: بله این را خوب فهمیدی. راست می گویند که بچه حلال زاده به دایی اش می رود. وقتی کاندیدای ما رای نیاورد می گوییم انتخابات آزاد نبوده است بعد این وسط ، جرو بحث می شود و عده ای می گویند آزاد بوده و عده ای می گویند آزاد نبوده ، بعد ما به عنوان عقل کل! می آییم وسط میدان و می گوییم برای اینکه مشخص شود انتخابات آزاد بوده یا آزاد نبوده ؛ بیایید رفراندوم برگزار کنیم تا بالاخره بفهمیم انتخابات آزاد بوده یا آزاد نبوده؟!

من گفتم: دایی جان! بعد اگر مردم رای دادند که انتخابات آزاد بوده است آن وقت چه کار می کنیم؟

دایی ام گفت: اگر در رفراندوم گفتند انتخابات آزاد نبوده که همان چیزی است که ما می خواستیم و دوباره باید انتخابات برگزار کنیم آن هم انتخابات کاملا آزاد. اما اگر در رفراندوم گفتند که انتخابات آزاد بوده آن وقت دوباره می گوییم رفراندوم آزاد نبوده و باید دوباره رفراندوم برگزار شود تا ببینیم آیا مردم رای می دهند به اینکه این رفراندومی که برگزار شد آزاد بوده یا آزاد نبوده.

من خندیدم و گفتم : بعد دوباره اگر مردم رای دادند که رفراندوم هم آزاد بوده آن وقت چه کار می کنیم؟

دایی ام گفت: آن وقت دوباره می گوییم این رفراندوم هم آزاد نبوده و باید دوباره رفراندوم برگزار کنیم و آنقدر رفراندوم برگزار می کنیم تا مردم بگویند انتخابات آزاد نبوده ، بعد دوباره انتخابات برگزار می کنیم و بعد اگر دوباره در انتخابات کاندیدای ما رای نیاورد دوباره می گوییم انتخابات آزاد نبوده و دوباره باید رفراندوم برگزار کنیم !

من از خوشحالی پریدم بالا و گفتم : خوب دایی جان! این همین کاری است که من همیشه انجام می دهم. وقتی داریم فوتبال بازی می کنیم هر وقت ببینم تیم ما دارد می بازد جر و بحث راه می اندازم و بازی را به هم می زنم تا دوباره از اول بازی کنیم باز دوباره اگر دیدم داریم می بازیم دوباره بهانه می آورم و می گویم داوری را قبول ندارم و بازی را به هم می زنم و اینقدر این کار را می کنم تا تیم ما برنده شود!

دایی ام پوزخندی زد و گفت: احسنت به تو! من همیشه به مادرت می گفتم که پسرت بالاخره یک چیزی می شود . اصلا خدا را چه دیدی شاید روزی مصلحت سنج شدی یا تئوری تمدنی دادی!

من کمی سرم را زیر انداختم و گفتم: ولی دایی جان ! دیگر هیچ تیمی حاضر نیست با تیم ما بازی کند، اسم تیم ما را گذاشته اند تیم قالتاق و دودوزه باز!

دایی ام گفت: نگران نباش ! این به خاطر معصومیت دوران نوجوانی شماست. پا به سن که گذاشتید این ها برایتان عادی می شود و اسم این روش ها را می گذارید روش های کاملا دموکراتیک که برای رسیدن به تیم وحدت ملی لازم است از این روش ها استفاده شود!

بعد دایی ام کمی صدایش را بالا برد و دستی بر پشتم زد و گفت: اما مگر موضوع قحط بود که درباره انتخابات آزاد می نویسی؟ من گفتم: معلم مان گفته است بنویسم مجبورم وگرنه پس گردنی می خورم.

دایی ام گفت: معلمتان یا کله اش بوی قورمه سبزی می دهد یا به کله گنده ها وصل است! اما من گفتم: نه دایی جان! معلم ما همیشه از چندرغاز حقوقش می نالد و می گوید آه در بساط ندارد. دایی ام خندید و گفت: تو هنوز بچه ای نمی فهمی و زود قضاوت می کنی ،روزی که ده میلیارد تومانش را رو کرد دم خروسش نمایان می شود!.....آقا نزن....آقا تو رو خدا نزن...آقا ما که نگفتیم ، دایی مون گفته!!!

وبلاگ افاضات عقل کل



مرتبط با: سیاسی ,
برچسب‌ها: سیاسی ,
چهل حدیث از پیامبر(ص)، امام حسن و امام رضا(ع)

سالروز رحلت ملکوتی پیامبر اعظم (ص) و شهادت جانگداز سبط اکبرش امام حسن مجتبی(ع) و شهادت قبله حاجات علی بن موسی الرضا (ع) تسلیت باد


ائمه اطهار سخنان گهربار فراوانی گفته اند که هر کدام آن ها دریایی از معنویت و سرشار از نکات آموزنده است. با توجه به نزدیک شدن به 28 و 29 صفر که مصادف با رحلت خاتم النبیا حضرت محمد(ص)، شهادت کریم آل طه امام حسن مجتبی(ع) و شهادت ثامن الحجج امام رضا (ع)است 40 حدیث گهر بار از این سه ماه ولایت برای شما کاربران عزیز آماده کرده ایم:

1. «لا ینال شفاعتی من اخر الصلوة بعد وقتها»

کسی که نماز را از وقتش تأخیر بیندازد، (فردای قیامت) به شفاعت من نخواهدرسید. حضرت محمد (ص)

2. «ابن آدم اذا اصبحت معافی فی بدنك آمنا فی سربك عندك قوت یومك فعلی الدنیاالعفاء.»

فرزند آدم وقتی تن تو سالم است و خاطرت آسوده است و قوت یك روز خویش راداری ، جهانگر مباش . حضرت محمد (ص)

3. «وَ اعْلَمُوا عِلْمًا یقینًا أَنـَّكُمْ لَنْ تَعْرِفُوا التُّقى حَتّى تَعْرِفُوا صِفَةَ الْهُدى، وَ لَنْ تُمَسِّكُوا بِمیثاقِ الْكِتابِ حَتّى تَعْرِفُوا الَّذى نَبَذَهُ وَ لَنْ تَتْلُوَا الْكِتابَ حَقَّ تِلاوَتِهِ حَتّى تَعْرِفُوا الَّذى حَرَّفَهُ، فَإِذا عَرَفْتُمْ ذلِكَ عَرَفْتُمُ الْبِدَعَ وَ التَّكَلُّفَ وَ رَأَیتُمْ الْفِرْیةَ عَلَى اللّهِ وَ التَّحْریفَ وَ رَأَیتُمْ كَیفَ یهْوى مَنْ یهْوى.»

به یقین بدانید كه شما هرگز تقوا را نشناسید تا آن كه صفت هدایت را بشناسید، و هرگز به پیمان قرآن تمسّك پیدا نمىكنید تا كسانى را كه دورش انداختند بشناسید، و هرگز قرآن را چنان كه شایسته تلاوت است تلاوت نمىكنید تا آنها را كه تحریفش كردند بشناسید، هر گاه این را شناختید بدعتها و بر خود بستن ها را خواهید شناخت و دروغ بر خدا و تحریف را خواهید دانست و خواهید دید كه آن كه اهل هوى است چگونه سقوط خواهد كرد. امام حسن مجتبی (ع)

4. «بَینَ الْحَقِّ وَ الْباطِلِ أَرْبَعُ أَصابِعَ، ما رَأَیتَ بِعَینَیكَ فَهُوَ الْحَقُّ وَ قَدْ تَسْمَعُ بِأُذُنَیكَ باطِلاً كَثیرًا.»

بین حقّ و باطل به اندازه چهار انگشت فاصله است، آنچه با چشمت بینى حقّ است و چه بسا با گوش خود سخن باطل بسیارى را بشنوى. امام حسن مجتبی (ع)

5. «إن من علامات الفقه : الحلم و العلم ، و الصمت باب من ابواب الحكمة ، إن الصمت یكسب المحبة ، إنه دلیل علی كل خیر»

از نشانه های دین فهمی ، حلم و علم است ، و خاموشی دری از درهای حكمت است . خاموشی و سكوت ، دوستی آور و راهنمای هر كار خیری است. امام رضا (ع)

6. «ابن آدم عندك ما یكفیك وانت تطلب ما یطغیك لا بقلیل تقنع ولا بكثیر تشبع»

فرزند آدم ، آنچه حاجت تو را رفع كند در دسترس خود داری و در پی آنچه تو را به طغیان وا می دارد روز میگذاری ، به اندك قناعت نمیكنی و از بسیار سیر نمی شوی . حضرت محمد (ص)

7. «یأتی علی الناس زمان تكون العافیة فیه عشرة اجزاء : تسعة منها فی اعتزال الناس و واحد فی الصمت»

زمانی بر مردم خواهد آمد كه در آن عافیت ده جزء است ، كه نه جزء آن در كناره گیری از مردم ، و یك جزء آن در خاموشی است. امام رضا (ع)

8. «مَنْ أَحالَ الْمَعاصِىَ عَلَى اللّهِ فَقَدْ فَجَرَ، إِنَّ اللّهَ لَمْ یطَعْ مَكْرُوهًا وَ لَمْ یعْصَ مَغْلُوبًا وَ لَمْ یهْمِلِ الْعِبادَ سُدًى مِنَ الْمَمْلَكَةِ، بَلْ هُوَ الْمالِكُ لِما مَلَّكَهُمْ وَ القادِرُ عَلى ما عَلَیهِ أَقْدَرَهُمْ، بَلْ أَمَرَهُمْ تَخْییرًا وَ نَهاهُمْ تَحْذیرًا.»

هر كه گناهان را به خداوند نسبت دهد، به تحقیق، فاجر و نابكار است. خداوند به زور اطاعت نشود، و در نافرمانى مغلوب نگردد، او بندگان را مهمل و سرِخود در مملكت وجود رها نكرده، بلكه او مالك هر آنچه آنها را داده و قادر بر آنچه آنان را توانا كرده است مىباشد، آنان را فرمان داده تا به اختیار خودشان آن را بپذیرند و نهیشان نموده تا به اختیار خود بر حذر باشند. امام حسن مجتبی (ع)

9.  «أَلتَّقْوى بابُ كُلِّ تَوْبَة وَ رَأْسُ كُلِّ حِكْمَة وَ شَرَفُ كُلِّ عَمَل بِالتَّقْوى فازَ مَنْ فازَ مِنَ الْمُتَّقینَ.»

تقوا و پرهیزكارى سرآغاز هر توبه اى، و سرّ هر حكمتى، و شرف و بزرگى هر عملى است، و هر كه از با تقوایان كامیاب گشته به وسیله تقوا كامیاب شده است. امام حسن مجتبی (ع)

10. «سئل الرضا ( علیه السلام ) عن حد التوكل ، فقال ( ع ) : أن لا تخاف احدا الا الله»

از امام رضا ( علیه السلام ) از حقیقت توكل سؤال شد . فرمود : این كه جز خدا از كسی نترسی. امام رضا (ع)

11. «مَن رَدَّ عَن عِرضِ اَخیهِ المُسلِمِ وَجَبَت لَهُ الجَنَّةُ اَلبَتَّةَ»

هرکس آبروی مؤمنی را حفظ کند، بدون تردید بهشت بر او واجب شود. حضرت محمد (ص)

12. «لیس لبخیل راحة ، و لا لحسود لذة ، و لا لملوك وفاء ، و لا لكذوب مروة»

بخیل را آسایشی نیست ، و حسود را خوشی و لذتی نیست ، و زمامدار را وفایی نیست ، و دروغگو را مروت و مردانگی نیست. امام رضا (ع)

13.  «إِنَّمَا الْخَلیفَةُ مَنْ سارَ بِسیرَةِ رَسُولِ اللّهِ(صلى الله علیه وآله وسلم) وَ عَمِلَ بِطاعَةِ اللّهِ وَ لَعَمْرى إِنّا لاََعْلامُ الْهُدى وَ مَنارُ التُّقى.»

خلافت فقط از آنِ كسى است كه به روش رسول خدا(صلى الله علیه وآله وسلم)برود، و به طاعتِ خدا عمل كند، و به جان خودم سوگند كه ما اهل بیت نشانه هاى هدایت و جلوه هاى پرفروغ پرهیزگارى هستیم. امام حسن مجتبی (ع)

چون شخص پیروز در طلب مكوش، و چون انسان تسلیم شده به قَدَر اعتماد مكن [بلكه با تلاش پیگیر و اعتماد و توكّل به خداوند، كار كن].
14. «اتقوا الدنیا فوالذی نفسی بیده انها لأسحر من هاروت وماروت»

از دنیا بپرهیزید ، قسم به آن كس كه جان من در كف اوست كه دنیا ازهاروت و ماروت ساحرتر است . حضرت محمد (ص)

15.  «لا تُجاهِدِ الطَّلَبَ جِهادَ الْغالِبِ وَ لا تَتَّكِلْ عَلَى الْقَدَرِ إِتَّكالَ المُسْتَسْلَمِ.»

چون شخص پیروز در طلب مكوش، و چون انسان تسلیم شده به قَدَر اعتماد مكن [بلكه با تلاش پیگیر و اعتماد و توكّل به خداوند، كار كند. امام حسن مجتبی (ع)

16. «الایمان أربعة أركان : التوكل علی الله ، و الرضا بقضاء الله ، و التسلیم لأمر الله ، و التفویض الی الله»

ایمان چهار ركن است : توكل بر خدا ، رضا به قضای خدا ، تسلیم به امر خدا ، واگذاشتن كار به خدا. امام رضا (ع)

17.  «أَلْقَریبُ مَنْ قَرَّبَتْهُ الْمَوَدَّةُ وَ إِنْ بَعُدَ نَسَبُهُ، وَ الْبَعیدُ مَنْ باعَدَتْهُ المَوَدَّةُ وَ إِنْ قَرُبَ نَسَبُهُ.»

خـویشاونـد كسـى است كـه دوستـى و محبّت، او را نـزدیك كرده باشد و اگـر چـه نـژادش دور بـاشد.و بیـگانـه كسـى است كـه از دوستـى و محبّت به دور است و گرچه نژادش نزدیك باشد. امام حسن مجتبی (ع)

18. «اثنان یعجلهما الله فی الدنیا البغی وعقوق الوالدین.»

دو چیز را خداوند در این جهان كیفر میدهد : تعدی ، و ناسپاسی پدر و مادر . حضرت محمد (ص)

19.  «مَنِ اتَّكَلَ عَلى حُسْنِ الاِْخْتِیارِ مِنَ اللّهِ لَهُ لَمْ یتَمَنَّ أَنـَّهُ فى غَیرِ الْحالِ الَّتى إِخْتارَهَا اللّهُ لَهُ.»

هر كه به نیك گزینى خداوند دلگرم باشد، آرزو نمىكند در وضعى جز آنچه خدا برایش برگزیده، باشد. امام حسن مجتبی (ع)

20. سئل الامام الرضا ( علیه السلام ) عن عیش الدنیا ، فقال : سعة المنزل و كثرة المحبین

از حضرت امام رضا ( علیه السلام ) درباره خوشی دنیا سؤال شد . فرمود : وسعت منزل و زیادی دوستان.  امام رضا (ع)

21. من فرج عن مؤمن فرج الله عن قلبه یوم القیامة

هر كس اندوه و مشكلی را از مؤمنی برطرف نماید ، خداوند در روز قیامت اندوه را از قلبش برطرف سازد. امام رضا (ع)

22. أجملوا فی طلب الدنیا فإن كلا میسر لما خلق له .

در طلب دنیا معتدل باشید و حرص نزنید ، زیرا به هر كس هر چه قسمت اوست می رسد . حضرت محمد (ص)

23. احب الاعمال الی الله الصلاة لوقتها ثم بر الوالدین ثم الجهاد فی سبیل الله

بهترین كارها در نزد خدا نماز به وقت است ، آنگاه نیكی به پدر و مادر ، آنگاه جنگ در راه خدا . حضرت محمد (ص)

24.  «إِنَّ مَنْ طَلَبَ الْعِبادَةَ تَزَكىّ لَها، إِذا أَضَرَّتِ النَّوافِلُ بِالْفَریضَةِ فَارْفَضُوها.»

به راستى هر كه عبادت را به خاطر عبادت طلب كند خود را تزكیه نمودهاست. هر گاه مستحبّات به واجبات زیان رساند آن را ترك كنید. امام حسن مجتبی (ع)

25. تزاوروا تحابوا و تصافحوا و لا تحاشموا

به دیدن یكدیگر روید تا یكدیگر را دوست داشته باشید و دست یكدیگر را بفشارید و به هم خشم نگیرید. امام رضا (ع)

26. من رضی عن الله تعالی بالقلیل من الرزق رضی الله منه بالقلیل من العمل

هر كس به رزق و روزی كم از خدا راضی باشد ، خداوند از عمل كم او راضی باشد. امام رضا (ع)

27.  انَّ الدینارَ وَ الدُّرهَمَ اَهْلَكا مَنْ كانَ قَبلكُمْ و هُما مُهْلِكاكُمْ.

همانا دینار و درهم پیشینیان شما را به هلاكت رساند و همین دو نیز هلاك كننده شماست. حضرت محمد (ص)

28.  «إِذا لَقِىَ أَحَدُكُمْ أَخاهُ فَلْیقَبِّلْ مَوْضِعَ النُّورِ مِنْ جَبْهَتِهِ.»

هر گاه یكى از شما برادر خود را ملاقات كند، باید كه محلّ نور پیشانى (یعنى محلّ سجده) او را ببوسد. امام حسن مجتبی (ع)

29. لیس العبادة كثرة الصیام و الصلاة ، و انما العبادة كثرة التفكر فی أمر الله

عبادت پر روزه داشتن و نماز خواندن نیست ، و همانا عبادت پر اندیشه كردن در امر خداست. امام رضا (ع)

30.  «قالَ(علیه السلام) لِرّجُل : إِیاكَ أَنْ تَمْدَحَنِى فَأَنـَا أَعْلَمُ بِنَفْسِى مِنْكَ أَوْتُكَذِّبَنِى فَإِنَّهُ لا رَأْىَ لِمَكْذُوب أَوْتَغْتابَ عِنْدِى أَحَدًا.»

امام به شخصى فرمود : مبادا مرا ستایش كنى، زیرا من خود را بهتر مىشناسم، یا مرا دروغگو شمارى، زیرا دروغگو اندیشه و عقیده [ثابتى] ندارد، یا كسى را نزد من بدگویى نمایى. امام حسن مجتبی (ع)

31. احب الاعمال الی الله من أطعم مسكینا من جوع أو دفع عنه مغرما أوكشف عنه كربا

بهترین كارها در پیش خدا آن است كه بینوایی را سیر كنند ، یا قرض او رابپردازند یا زحمتی را از او دفع نمایند . حضرت محمد (ص)

32. احب الاعمال الی الله حفظ اللسان

بهترین كارها در پیش خدا نگهداری زبان است . حضرت محمد (ص)

33.  «أُوصیكُمْ بِتَقْوَى اللّهِ وَ إِدامَةُ التَّفَكُّرِ فَإِنَّ التَّفَكُّرَ أَبُو كُلِّ خَیر وَ أُمُّهُ.»

شما را به پرهیزگارى و ترس از خدا و ادامه تفكّر و اندیشه سفارش مىكنم، زیرا كه تفكّر و اندیشه، پدر و مادر تمام خیرات است. امام حسن مجتبی (ع)

34. قال الریان للرضا ( ع ) : ما تقول فی القرآن ؟ فقال : كلام الله لا تتجاوزوه ، و لا تطلبوا الهدی فی غیره فتضلوا

 ریان از امام رضا علیه السلام پرسید : نظرتان راجع به قرآن چیست ؟ امام فرمود : قرآن سخن خداست ، فقط از قرآن هدایت بجویید و سراغ چیز دیگر نروید كه گمراه می شوید. امام رضا (ع)

35. تصدق بالشیء و إن قل ، فان كل شیء یراد به الله ، و إن قل بعد ان تصدق النیة فیه عظیم

صدقه بده هرچند كم باشد ، زیرا هر كار كوچكی كه صادقانه برای خدا انجام شود بزرگ است. امام رضا (ع)

36.  «غَسْلُ الْیدَینِ قَبْلَ الطَّعامِ ینْفِى الْفَقْرَ وَ بَعْدَهُ ینْفِى الْهَمَّ.»

شستن دستها پیش از غذا، فقر را از بین مىبرد و بعد از غذا، غم و اندوه را مىزداید. امام حسن مجتبی (ع)

37. احب اللهو الی الله تعالی إجراء الخیل والرمی .

بهترین بازیها در پیش خدا اسب دوانی و تیراندازی است. حضرت محمد (ص)

38.  «صاحِبِ النّاسَ بِمِثْلِ ما تُحِبُّ أَنْ یصاحِبُوكَ.»

چنان با مردم مصاحبت داشته باش كه خود دوست دارى به همان گونه با تو مصاحبت كنند. حضرت محمد (ص)

39.  «لا أَدَبَ لِمَنْ لا عَقْلَ لَهُ، وَ لا مُرُوَّةَ لِمَنْ لاهِمَّةَ لَهُ، وَ لا حَیاءَ لِمَنْ لا دینَ لَهُ.»

كسى كه عقل ندارد، ادب ندارد و كسى كه همّت ندارد، جوانمردى ندارد و كسى كه دین ندارد، حیا ندارد. امام حسن مجتبی (ع)

40. أحسن الظن بالله ، فإن الله عزوجل یقول : أنا عند ظن عبدی المؤمن بی ، إن خیرا فخیرا و إن شرا فشرا

 به خدا خوش گمان باشید ، زیرا خدای عزوجل می فرماید : من نزد گمان بنده مؤمن خویشم ، اگر گمان او خوب است ، رفتار من خوب و اگر بد است ، رفتار من هم بد باشد. امام رضا (ع)



مرتبط با: اعتقادی ,
برچسب‌ها: اعتقادی ,
جابر نخستین زائر امام حسین (ع)

سید حسین قرشی

جابر کیست؟

جابر بن عبد الله انصاری یار باوفای پیامبر (صلی الله علیه واله)و شیفته حق وپاسدار جان برکف اسلام حدود پانزده سال قبل از هجرت در مدینه ودر خانواده‏ای محترم، از خاندان «خزرج‏» متولد شد. پدر جابر«عبد الله بن عمرو» از نخستین کسانی است که قبل از هجرت‏پیامبر(صلی الله علیه واله)از مکه به مدینه، اسلام را پذیرفت. او تمام زندگی‏اش‏را وقف گسترش اسلام کرده بود. و بیش از صد سال داشت. در جنگ بدرشرکت کرد و در جنگ احد به درجه رفیع شهادت دست‏یافت. نام مادرجابر «نسیبه‏» بود و دختر، عقبه بن عدی به شمار می‏آمد.

جابر نخستین زائر اباعبدالله الحسین (علیه السلام)

جابر در عصر پیامبر

هنگامی که پدر جابر به شهادت رسید، جابر 9 خواهر داشت. گروهی ‏بر این باروند که جابر پنج فرزند داشت، سه پسر که عبد الرحمن، محمد و حمید نام داشتند. و دو دختر که میمونه و ام حبیب‏ خوانده می‏شدند. به سبب نام پسرهایش، جابر را ابو عبد الرحمن و ابو محمد و گاه ابو عبد الله می‏خواندند. جابر در عصر پیامبر(صلی الله علیه واله)عنصری پاک، مجاهدی مخلص و صحابی رسول‏خدا (صلی الله علیه واله)شمرده می‏شد و همراه پیامبر(صلی الله علیه واله)در 19 غزوه از بیست و یک غزوه شرکت کرد. امام باقر(علیه السلام) فرمود: از جابر بن عبد الله انصاری شنیدم که ‏می‏گفت: از رسول خدا (صلی الله علیه واله)در مورد سلمان پرسیدم ، فرمود: سلمان دریای علم ‏و معرفت است که نمی‏توان به آخر آن رسید. سلمان دارای علم‏گذشته و آینده است. خداوند دشمن دارد ، کسی را که با سلمان‏دشمنی کند و دوست دارد آن را که با سلمان دوستی ورزد. عرض کردم درباره ابوذر غفاری، مقداد، و عمار یاسر چه می‏فرمایی؟حضرت پاسخ را تکرار کرد. از محضر رسول خدا (صلی الله علیه واله)بیرون آمدم، تا این چهار تن (سلمان، ابوذر، مقداد، عمار یاسر) را دیدار کنم و به آنها بشارت دهم. وقتی از حضور رسول خدا(صلی الله علیه واله)حرکت کردم ، فرمود: «الی یا جابر و انت منا، ابغض الله من ابغضک و احب من‏احبک‏» ای جابر، تو از خاندان ما هستی، خداوند دشمن دارد آن‏ را که با تو دشمنی ورزد و دوست دارد آن را که با تو دوستی‏کند.

وصیت مخصوص پیامبر(صلی الله علیه واله)به جابر

از ویژگیهای جابر بن عبد الله انصاری وصیت پر راز و رمز رسول‏خدا(صلی الله علیه واله)به اوست. این امر شگفت‏انگیز بیانگر مقام ارجمند و شخصیت عظیم جابر است. رسول خدا (صلی الله علیه واله)به جابر فرمود: «امید آن‏است که عمر طولانی کنی تا فرزندی از من را که از نسل حسین(ع)است و محمد نام دارد ، ببینی که علم دین را می‏شکافد و تشریح‏ می‏کند. وقتی او را ملاقات کردی، سلامم را به وی برسان.
جابر بعد از پیامبر(صلی الله علیه واله)...


ادامه مطلب

مرتبط با: اعتقادی ,
برچسب‌ها: اعنقادی ,

تعداد کل صفحات: 64


 
 
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic