فان حزب الله هم الغالـــــبون
 
آخرین مطالب
 
پیوندهای روزانه
بدحجاب بی‌دین نیست ولی...

بدحجاب بی‌دین نیست ولی فردی است که یکی از دستورات مهم خدا را نادیده گرفته! بدحجاب به دلخواه خود یک قسمتی از دین خدا را در زندگی خود تعطیل کرده است! اما یادمان نره که گناه بدحجاب مثل گناه دروغگویان یا… نیست بلکه گناهش بزرگ‌تر است چرا که بدحجاب هم خود گناه می‌کند هم زمینه گناه‌کاری دیگران را مهیا کرده است.


آثار رعایت نکردن حجاب:

۱- ناخشنودی پروردگار

۲- مورد توجه افراد غافل و خطاکار واقع شدن

۳- امیدوار نمودن شیطان

۴- تضعیف اراده در اثر اطاعت از هوای نفس

۵- به خطر انداختن خود و دیگران

۶- از بین‌بردن سلامت معنوی

۷- سردشدن روابط و به خطرافتادن نظام خانواده

۸- افزایش تنش و نگرانی

۹- تضعیف قوهٔ فرهنگی و اقتصادی جامعه

۱۰- کم‌کردن ارزش و حرمت زن

۱۱- مجری نقشه‌های بد‌اندیشان و شیادان قرار گرفتن

۱۲- مشارکت در جرم و خطای دیگران

۱۳- دورکردن دیگران از ارزش‌ها

۱۴- محرومیت از دعای خیر خوبان




مرتبط با: فرهنگی , اجتماعی ,
برچسب‌ها: فرهنگی , اجتماعی ,
صدای پای مجلس ششم!

به بهانه ناکامی اصولگرایان در شورای شهر چهارم و انتخاب یک فرد اصلاح طلب به عنوان رئیس شورا  و همچنین تأکید بر اتحاد و همدلی مبنی بر زمینه سازی برای پیروزی در انتخابات مجلس دهم  این یادداشت با عنوان «صدای پای مجلس ششم» تقریر شد.

 اپیزود اول: انتخابات مجلس نهم شورای اسلامی

12 اسفند 1390

اصولگرایان از انتخابات شورای دوم تاکنون در همه انتخابات ها پیروز بلامنازع میدان بودند، انتخابات شورای دوم، مجلس هفتم و هشتم، و ریاست جمهوری نهم و دهم. اما این روزها زمزمه های اختلاف در اردوگاه اصولگرایان به گوش می رسد، تحرکات حاکی است ایجاد شکافی در جریان اصولگرایی است، شکاف گفتمانی و در عین حال سلیقه ای! گروهی منتقد دولت هستند، گروهی دیگر با دولت موافق اما مخالف طیفی موسوم به طیف مشایی هستند، برخی از تشکل ها در مواجهه با خانه نشنینی دکتر احمدی نژاد جبهه پایداری تشکیل داده و در صدد حضور در انتخابات و حتی تقابل با جبهه متحد اصولگرایی هستند. «صدای ملت» با مدیریت علی مطهری و... و امثال چنین گروههایی نیز در گوشه کنار فعال شده اند.

اما جریان مقابل ساز دیگری کوک کرده بخشی از آنها رسماً اعلام کردند که در انتخابات شرکت نکرده و لیستی ارائه نخواهند داد اما بخش دیگری از اصلاح طلبان در انتخابات شرکت کردند.   

انتخابات برگزار می شود، قبل از انتخابات نزاع سختی در جریان اصولگرایی در می گیرد و گروهها به تخریب یکدیگر می پردازند اما با وساطت بزرگان و تشکیل شورای مرضی الطرفین و ... غائله تا حدودی ختم به خیر می شود و در نتیجه در این انتخابات اصولگرایان اکثریت مجلس را تصاحب می کنند. اما اکثریتی شکننده و متکثر!

اپیزود دوم: انتخابات ریاست جمهوری یازدهم

24 خرداد 1392

گسل ها و شکافهای ایجاد شده در انتخابات مجلس نهم رو به گسترش نهاده و در آستانه انتخابات ریاست جمهوری یازدهم رخ عیان می کند. اختلافاتی که باعث می شود اصولگرایان حتی در سطح نخبگانی و رهبری جریان نیز دچار تشتت و چندگانگی شوند.  این تشتت و چند دستگی باعث می شود که جریان موصوف چهار کاندیدا معرفی کند. جریان موسوم به انحراف که در خاستگاه تاحدود زیادی با جریان اصولگرایی مشترک است نیز این آسیب پذیری را جدی تر می کند. جریان موسوم به دوم خردادی ها در ابتدا کاندیدایی معتدل معرفی می کنند اما در ادامه با پیش بینی شکست احتمالی، از گزینه نسبتاً مطلوب خود دست کشیده و گزینه دیگری را انتخاب می کنند که در حقیقت گزینه بخش مستقل و حتی نزدیک به جریان اصولگرایی است. 

بازهم به دلیل اختلافات درون گروهی اصولگرایان و نه ظرفیت های موجود جریان رقیب، نماینده طیف مستقل و یا جریان موسوم به اعتدال پیروز شده و در حقیقت جریان اصولگرایی ناکام انتخابات می شود و به نوعی چند تن از مهره های اصلی خود را در این انتخابات هزینه نموده و به تعبیری دیگر می سوزاند.

جریان نزدیک به خاتمی که به دنبال استفاده از فرصت ایجاد شده بود سعی می کند کاری کند که روحانی خود را مدیون وی بداند و از این طریق بتواند برخی از عناصر خود را وارد دولت نموده و از این طریق زمینه های احیای مجدد خود را فراهم سازد و صد البته تاحدود زیادی نیز موفق شده است. هر چند به نظر می رسد که این جریان در آستانه انتخابات مجلس دهم از روحانی عبور نموده و دولت را اماج حملات و انتقادها قرار داده و خود را به عنوان آلترناتیوی بر آن معرفی کند.

پیروز نسبی دیگر این میدان آقای هاشمی رفسنجانی است که توانسته خود را بازیابی و چهره اش را تاحدودی بازسازی کند.

البته این روند در انتخابات شوراههای چهارم با شدت و حدت کمتری تکرار شد.

اپیزود سوم: انتخاب رئیس شورای چهارم تهران

12 شهریور 1392

اما در اپیزود سوم، اصلاح طلبان قدری منسجمتر اقدام نموده و با لابی ها و برقراری ارتباطاتی با اعضای شورای شهر تهران که در ابتدا گفته می شد 18 به 13 به نفع جریان اصولگرایی است، توانستند ریاست شورا را از آن خود کرده و احمد مسجد جامعی را که سابقه وزارت در دولت خاتمی و عضویت در شورای سوم را داشته بر این مسند بنشانند. این مهم فارغ از بحث ریاست بر شورا به یک بحث حیثیتی تبدیل شده بود که اصلاح طلبان توانستند بازهم پیروز میدان شوند.  

باید اذعان نمود که دومینوی ناکامی اصولگرایان نه به دلیل اقبال به اصلاح طلبان، بلکه به دلیل اختلافات دورن سازمانی و گروهی آغاز شده و همچنان ادامه دارد و این نگرانی را در ذهن متبادر می کند که در اپیزود چهارم بازهم با بی تدبیری و اختلافات دورنی زمینه ساز روی کار آمدن مجلسی همانند مجلسس ششم شویم.

 اپیزود چهارم : صدای پای مجلس ششم 

اسفندماه 1394

اصولگرایان از هم اکنون باید به هوش باشند، جریان رقیب در صدد بازسازی تشکیلاتی و اجتماعی خود بر آمده و در تلاش است تا مجددا در انتخابات مجلس آینده با استفاده از ظرفیت های ایجاد شده خود را به خانه ملت رسانده و بازهم به ساختارشکنی بپردازد. حوادث ورخدادهای چهار سال مجلسس ششم را به یاد بیاورید؛ افشای اصرار و اطلاعات هسته ای از سوی رئیس کمیسیون امنیت ملی مجلس، حضور نمایندگانی از این مجلس در کنفرانس ننگین برلین، تهیه و تنظیم نامه موسم به جام زهر، تحصن 21 روزه در مجلس، قرائت نطق های ساختار شکن و... ، بحث قانون مطبوعات و انتشار روزنامه هایی که در ان تظاهرات علیه خدا توصیه می شد، شهادت حضرت زهرا(س) زیر سوال می رفت، فلسفه قیام عاشورا مورد تخطئه قرار می گرفت و... و غافل از آنکه مردم محتاج لقمه نان بودند و...

در آن دوره و مجلس بود که کلیدواژه هایی همچون حاکمیت دوگانه، نافرمانی مدنی، فشار از پایین و چانه زنی دربالا، خروج از حاکمیت و... از سوی فراکسیون اکثریت بطور اعم و یک حزب بصورت اخص مطرح و در اخر مجلس نیز اجرایی شد.

به راستی مسئولیت روی کارآمدن چنین مجلسی بر عهده کیست؟

صدای پای هنجار شکنان و مجلس ششمی ها به گوش می رسد، اصولگرایان و دلسوزان به هوش!




مرتبط با: سیاسی ,
برچسب‌ها: سیاسی ,
جرقه ای در انبار باروت
تحولات سوریه هر روز پیچیده تر می شود و بعد از گذشت دو سال، از جنگ داخلی در این چند روز آینده شاید شاهد رویدادی جدید باشیم. رویدادی که بسیار خطرناک و در عین حال دارای نتیجه ای غیر قابل پیش بینی خواهد بود.
با توجه به تهدیدهای چند روز گذشته کشورهای غربی به سردمداری آمریکا، تحولات سوریه وارد عرصه جدیدی خواهد شد، که یقینا فقط کشور سوریه درگیر جنگ نخواهد بود و کشورهای دیگر نیز در این جنگ نقش آفرینی می کنند و کشور سوریه به مثابه زمینی می شود که از کشورهای دیگر در این زمین بازی می کنند و این برای کشور سوریه بسیار ضرر آفرین خواهد بود.
چون از طرفی کشورهای غربی و عربی و عبری در این چند سال هرچه علیه دولت سوریه انجام دادند به در بسته خوردند و در این هفته های اخیر هم که ارتش سوریه به موفقیت های چشم گیری رسیده بود و از طرف دیگر روسیه و گروههای مقاومت منطقه نیز از حامیان دولت سوریه و مردم مظلوم سوریه هستند، و با هرگونه زور و فشار و تهدید علیه سوریه مخالفت می کنند، چون در قرن21 بحث زور و تهدید و کشور گشایی جای خود را به دموکراسی و مردم سالاری داده است.
به هر روی با افزایش تنش در منطقه خاورمیانه از سوی آمریکا بهترین تعبییری که می توان ارائه کرد و بیان داشت "جرقه ای در انبار باروت" است که روز چهارشنبه رهبر انقلاب بیان داشتند:"این آتش افروزی همچون جرقه ای در انبار باروت است كه ابعاد و پیامدهای آن نامشخص خواهد بود."(6/6/1392)
به حق هم همینگونه است، چون نتیجه و زمان و مدت جنگ و کشورهای درگیر در صورت هرگونه حمله نظامی غرب علیه مردم مظلوم و بی دفاع سوریه غیر قابل پیش بینی است. اگر خدای نکرده جنگی در منطقه رخ دهد نمی توان نتیجه ای برای آن پیش بینی کرد، همچنین کسی نمی تواند زمان دقیقی برای اتمام این جنگ پیش بینی کند، همچنین نمی توان کشورهایی را که مستقیما با این جنگ در ارتباطند را پیش بینی کرد، چون دولت سوریه هرگز نمی نشیند تا آمریکا هر چه خواست بر سرش بیاورد او هم مقابله به مثل می کند و منافع آمریکا در منطقه را مورد هدف قرار می دهد و کجا از اسراییل بهتر که سگ نگهبان آمریکا در منطقه است. و هزاران مسئله غیر قابل پیش بینی دیگر.
به هر حال امید است که آمریکایی ها حماقت جنگ علیه افغانستان و عراق را تکرار نکنند، و همانگونه که در باتلاق این کشورها اسیر شدند، در سوریه نیز گرفتارتر خواهندشد، چون صدام حامی و یاور و متحدی در منطقه نداشت، اما سوریه حامیان قدرتمندی در منطقه دارد، که کار را برای آمرییکا سخت و دشوار خواهند کرد.
وبلاگ آقا


مرتبط با: سیاسی ,
برچسب‌ها: سیاسی ,
امروز که شما دل را بردی...


امروز شما هرچه می‌خواهی خودت را آرایش کن.

خودت را نشان بده.

دل پسر را ببر.

دل مرد را ببر.

امروز که شما دل را بردی،

فردا هم یک خانم دیگر زندگی شما را متزلزل می‌کند.

به نقل از حجت الاسلام قرائتی



مرتبط با: فرهنگی , اجتماعی ,
برچسب‌ها: فرهنگی , اجتماعی ,
8 شوال سالروز تخریب بقیع / یوم الهدم

8 شوال سالروز تخریب بقیع / یوم الهدم

تا به حال نام یوم الهدم را شنیده اید ؟ یوم الهدم یعنی روز ویران کردن ...


در هشتم شوال سال 1344 هجری قمری پس از اشغال مکه ، وهابیان به سرکردگی عبدالعزیزبن سعود روی به مدینه آوردند و پس از محاصره و جنگ با مدافعان شهر، سرانجام آن را اشغال نموده ، مأمورین عثمانی را بیرون کردند و به تخریب قبور ائمه بقیع و دیگر قبور هم چنین قبر ابراهیم فرزند پیامبر اکرم – صلی الله علیه و آله و سلم – قبور زنان آن حضرت ، قبر ام البنین مادر حضرت اباالفضل العباس – علیه السلام – و قبر عبدالله پدر پیامبر و اسماعیل فرزند امام صادق – علیه السلام – و بسیاری قبور دیگرپرداختند. ضریح فولادی ائمه بقیع را که در اصفهان ساخته شده بود و روی قبور حضرات معصومین امام مجتبی ، امام سجاد ، امام باقر و امام صادق – علیهم السلام – قرار داشت را از جا در آورده ، بردند . اما این اولین حمله آنان به مدینه نبود . آنان در سال 1221 هجری نیز یک بار دیگر به مدینه هجوم برده ، پس از یک سال و نیم محاصره توانسته بودند آن شهر را تصزف کنند و پس از تصرف اقدام به غارت اشیای گرانبهای حرم پیامبر – صلی الله علیه و آله و سلم – و تخریب و غارت قبرستان بقیع نمودند .

طبق نقل تاریخی آن ها در این حمله چهر صندوق مملو از جواهرات مرصع به الماس و یاقوت گرانبها و حدود یکصد قبضه شمشیر با غلاف های مطلا به طلای خالص و تزیین شده به الماس و یاقوت و ... به یغما بردند . و این نیز نخستین حمله آنان به مقدسات اسلامی نبود . صلاح الدین مختار نویسنده و مورخ وهابی در کتاب "تاریخ امملکه العربیه السعودیه کما عرفت" بخشی از افتخارات وهابیت در حمله به کربلای معلی را چینن شرح می دهد : در سال 1216 امیرسعود در رأس نیروهای بسیاری از مردم نجد و حبوب و حجاز و تهامه و نواحی دیگر به قصد عراق حرکت نمود و در ماه ذی القعده به شهر کربلا رسید و آن را محاصره کرد . سپاه مذکور باروی شهر را خراب کردند و به زور وارد شهر شدند . بیشترمردم را در کوچه و بازار و خانه ها به قتل رسانیدند و نزدیک ظهر با اموال و غنائم فراوان از شهر خارج شدند ، سپس در محلی به نام ابیض گرد آمدند . خمس اموالرا خود سعود برداشت و بقیه را به هر پیاده یک سهم و به هر سوار دو سهم قسمت کرد .(چون به نظر آنها جنگ با کفار بود)

عثمان بن بشر از دیگر مورخان وهابی درباره حمله به كربلا چنین می نویسد: "… گنبد روی قبر (یعنی قبر امام حسین علیه السلام) را ویران ساختند و صندوق روی قبر را كه زمرد و یاقوت و جواهرات دیگر در آن نشانده بودند، برگرفتند و آنچه در شهر از مال و سلاح و لباس و فرش و طلا و نقره و قرآن های نفیس و جز آن‌ها یافتند، غارت كردند و نزدیك ظهر از شهر بیرون رفتند در حالی كه قریب به 2000 تن از اهالی كربلا را كشته بودند."

جالب این جاست كه مورخ مزبور نام كتاب خود را "عنوان المجد فی تاریخ نجد" گذاشته و از این وقایع به عنوان نشانه‌های مجد و شكوه و عظكت وهابیت یاد كرده است!

اما این فقط شیعیان و اماكن مقدسه آن‌ها نبودند كه وهابیان آثار مجد و شكوه خود را در آن به نمایش گذاشته‌اند، مكه مكرمه و طائف نیز از حملات آنان در امام نماند. "جمیل صدقی زهاوی" در خصوص فتح طائف می نویسد: "طفل شیرخواره را بر روی سینه مادرس سر بریدند، جمعی را كه مشغول فراگیری قرآن بودند كشتند، چون در خانه‌ها كسی باقی نماند، به دكان‌ها و مساجد رفتند و هر كس بود، حتی گروهی را كه در حال ركوع و سجود بودند، كشتند. كتاب‌ها را كه در میان آن‌ها تعدادی مصحف شریف و نسخه‌هایی از صحیح بخاری و مسلم و دیگر كتب فقه و حدیث بود، در كوچه و بازارافكندند و آنها را پیمال كردند."

سرزدن این قبیل امور از پیروان محمد بن عبدالوهاب شگفت نیست! تابعان كسی كه همه مسلمانان را كافر و مشرك می دانست و مكه و مدینه را قبل از آنكه به دست وهابیان بیافتد، دارالحرب و دارالكفر!می دانست. در كتاب "الدررالسنیه" می خوانیم:

"وی - محمد بن عبدالوهاب – از صلوات بر پیامبر صلی الله علیه و اله نهی می‌كرد و از شنیدن آن ناراحت می‌شد. صلوات فرستنده را اذیت می‌كرد و به سخت‌ترین وجه مجازات می نمود.

حتی او دستور داد مرد نابینای متدینی را كه مؤذن بود و صوت خوشی داشت، چون به حرف او گوش نداده، بر پیامبر صلوات فرستاده بود، به قتل رسانند. بسیاری از كتب مربوط به صلوات بر پیامبر صلی الله علیه و آله را به آتش كشید و به هریك از پیروانش اجازه می داد قرآن را مطابق فهم خود تفسیر كند."

محمد بن عبدالوهاب به نوبه‌ی خود در اعتقادات پیرو"ابن تیمیه حنبلی" است، كه در قرن هشتم هجری می‌زیسته است، از ابن تیمیه عقاید جالبی نقل شده است. از جمله اینكه او خدا را جسم می‌دانست! برای ذات مقدس خداوند دست و پا و چشم و زبان و دهان قائل بود! ابن بطوطه جهانگرد معروف در سفرنامه‌ی حود می گوید: "ابن تیمیه را بر منبر مسجد جامع دمشق دیدم كه مردم را موعظه می‌كرد و می‌گفت: خداوند به آسمان دنیا می‌آید، همان گونه كه من اكنون فرود می‌آیم! سپس یك پله از منبر پائین می‌آمد!"

عقاید او آنچنان سخیف و بی‌مقدار بود كه خود اهل سنت وی را به زندان افكندند و در رد او كتب متعددی را به رشته تحریر درآوردند.

این قطره‌ای كوچك از مرداب اعتقادات و عملكرد وهابیان در طول این سالیان است. در طول این دوران دانشمندان زیادی چه شیعه و چه سنی به نقد عقاید وهابیت دست زده‌اند و به شبهات گوناگون آنان پاسخ داده‌اند. یكی از شبهات آنان مسأله‌ی بناء بر قبور است. آن‌ها ساختن بنا اعم از مسجد یا غیر آن را بر قبر حرام می‌دانند. در این نوشتار سعی می كنیم پاسخی مناسب به شبهه‌ی مذكور بدهیم. نخست آنكه: این شبهه‌ی آنان را صریح آیه‌ی 21 سوره كهف دفع می‌نماید، كه در خصوص ماجرای اصحاب كهف از قول مومنانی كه می‌خواستند یاد اصحاب كهف را گرامی دارند می فرماید: لَنَتَّخِذَنَّ عَلَیْهِم مَّسْجِدًا (بی تردید بر روی قبور آنان مسجدی بنا می كنیم) دوم آنكه: هنگام ظهور اسلام و در دوران فتوحان اسلامی بناهایی بر قبور انبیاء گذشته وجود داشت. از جمله می‌توان به قبر حضرت داوود و حضرت موسی در بیت المقدس اشاره نمود. جالب اینجاست كه خلیفه دوم كه طبق نظر این آقایان از صحابه است و معصوم، خود برای انعقاد پیمان صلح به بیت المقدس رفت و پس از تسلط بر آن شهر، اقدامی در راستای از بین بردن این قبور به عمل نیاورد…

اما به راستی قومی كه در تاریخ نه چندان طولانی خود، چنان كه از زبان مورخین خودشان شنیدیم قرآن‌ها را در خیابان‌ها لگد مال ساختند و در قتل عام پیروان علی علیه السلام و سایر خلفا فرقی نگذاشتند و مجد خود را در غارت و قتل جستجو می كردند، شایستگی این را دارند كه مخاطب یك استدلال قرآنی و یا حتی تاریخی قرار گیرند؟!


منبع: سایت دکتر قزوینی



مرتبط با: اعتقادی ,
برچسب‌ها: اعتقادی ,

تعداد کل صفحات: 64


 
 
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic